زندگی در چشم من شبهای بی مهتاب را ماند
شعر من نيلوفر خشكيده در مرداب را ماند
ابر بی باران اندوهم ، خار خشک سينه ی کوهم
سالها رفته است کز هر آرزو خاليست آغوشم
نغمه پرداز جمال و عشق بودم ، آه ...
حاليا خاموش خاموشم
یاد از خاطر فراموشم
روز چون گل می شکوفد بر فراز کوه
عصر پرپر می شود این...