پسر عمو...
گفتی صبور باش چه جوري پسر عمو؟
ديگر بس است عشق و صبوری پسر عمو
جان خودت به خاطرهها اکتفا نکن
دق می کنم از این همه دوری پسر عمو
گفتی به من لجوجی و مغرور و خيره سر
وقتی ندارمت چه غروری پسر عمو
يعنی ندیدهای که مرا آب کردهاند
اين گریههای هر شبه، کوری پسر عمو!
حالا تمام پنجرهها...