محضر بزرگی رسیدند و از کرامات مرحوم اقای پلیمر پرسیدند.بزرگ در جواب انها سکوت عمیقی کرد.عمق سکوتش چندان بود که گویند پس از سالیان دراز هنوز موفق به خروج از ان نشده و هر از گاهی فریاد کمک خواهیش از آن ته شنیده می شود.....حکایات الپلیمر.جلد اول.چند صفحه مونده به اخر
.
.
عده ای از خدا بی خبر...