دلتنگم
دلتنگ آن همه سال های دور وُ دراز
سا ل های کوچه پس کوچه های سَرکَهریز*
سال های بهانه و گریه
آنگاه که باد بشارت باران بود و
رؤیا هایم هنوز
کال بودند و
من؛
حتی؛
طعم ساده ترین واژه هایم را
در کور سوی چراغی دور
جستجو می کردم و
بی هراس هر آنچه بود؛
جنوبی ترین ترانه هایم را
در باد فریاد می کردم...