کفش هایم کو؟ دم در چیزی نیست لنگۀ کفش من اینجاها بود زیر اندیشۀ این جا کفشیمادرم شاید دیشبکفش، خندان مرابرده باشد به اتاقکه کسی پا نتپاند در آنهیچ جایی اثر از کفشم نیستنازنین کفش مرا ، درک کنیدکفش من کفشی بودکفشستان و به اندازۀ انگشتانم معنیداشت پای غمگین من احساس عجیبیداردشست پای من از این...