نتایح جستجو

  1. محـسن ز

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    مثل گنجيم گران سنگ كمي وسوسه آميز ولي دزد هم مايل دزدين ما نيست، بيا برگرديم خودمانيم ببين، ما دلمان را به تو قسمت كرديم عشق در حيطه فهميدن ما نيست، بيا برگرديم
  2. محـسن ز

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    روي آن شيشه تبدار تو را " ها " کردم اسم زيباي تو را با نفسم جا کردم حرف با برف زدم سوززمستاني را با بخار نفسم وصل به گرما کردم شيشه بد جور دلش ابري و باراني شد شيشه را يک شبه تبديل به دريا کردم عرق سردي به پيشاني آن شيشه نشست تا به اميد ورود تو دهان وا کردم در هواي نفسم...
  3. محـسن ز

    فراق یار

    صبر کن عشق زمين گير شود بعد برو يا دل از ديدن تو سير شود بعد برو اي کبوتر به کجا؟يک دو نفس صبر بکن آسمان پاي پرت پير شود بعد برو باش،با دست خودت آئينه را پاک بکن نکند آئينه دلگير شود بعد برو يک نفس حسرت لبخند تو را مي بارد خنده کن، عشق نمک گير شود بعد برو تو اگر کوچ...
  4. محـسن ز

    باران

    رفته باران مگر امروز به مهمانی آب که شده بیشتر از پیش پریشانی آب باز تا چک چک باران به سلامت برسد جای چین ، غلغله افتاده به پیشانی آب آسمان چتر برافراشته تا جلوه کند بیش از این روی زمین چهره بارانی آب ساز باران که پریشان شده در پرده عشق خوشتر آید به غزل پیش غزلخوانی آب همه جا سایه خورشید...
  5. محـسن ز

    سلام آبجی کوچکه خوبی سلامتی کم پیدا ممنون که سر زدی

    سلام آبجی کوچکه خوبی سلامتی کم پیدا ممنون که سر زدی
  6. محـسن ز

    ممنون دوست عزیز زحمت کشیدی دستت درد نکنه موفق باشی

    ممنون دوست عزیز زحمت کشیدی دستت درد نکنه موفق باشی
  7. محـسن ز

    سلام دوست عزیز با توجه به تمام شدن رمان نوژن شما رمان جدید شما با نام پارسا تایید شد میتوانید...

    سلام دوست عزیز با توجه به تمام شدن رمان نوژن شما رمان جدید شما با نام پارسا تایید شد میتوانید ادامه رمان را ارسال کنید با آرزوی توفیق روز افزون شما
  8. محـسن ز

    امیدوارم هرجا هستی موفق باشی وهیچ مشکلی نداشته باشی درپناه خدا شادو پیروز

    امیدوارم هرجا هستی موفق باشی وهیچ مشکلی نداشته باشی درپناه خدا شادو پیروز
  9. محـسن ز

    مشاعره با شعر سعدی

    ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست با ما مگو بجز سخن دل نشان دوست
  10. محـسن ز

    [IMG]

    [IMG]
  11. محـسن ز

    سلام عبدالغنی چرا اتفاقی افتاده مشکلی هست اگه از دست من کاری بر میاد دریغ ندارم بدون دلیل که...

    سلام عبدالغنی چرا اتفاقی افتاده مشکلی هست اگه از دست من کاری بر میاد دریغ ندارم بدون دلیل که نمیشه نمیدونم چه اتفاقی افتاده بگو تا من هم درجریان باشم
  12. محـسن ز

    ممنون خیلی گلهای زیبایی بودن دستت درد نکنه

    ممنون خیلی گلهای زیبایی بودن دستت درد نکنه
  13. محـسن ز

    سلام دوست عزیز رمان سکوت عشق که گذاشته بودید تایید شد میتوانید ادامه رامان را ارسال کنید موفق و...

    سلام دوست عزیز رمان سکوت عشق که گذاشته بودید تایید شد میتوانید ادامه رامان را ارسال کنید موفق و پیروز باشد
  14. محـسن ز

    دفتر تالار داستان

    تایید شد فقط به کاربر مورد نظر اطلاع دهید تا ادمه رمان را بگذارد
  15. محـسن ز

    خواهش میکنم کاری نکردم حالا درست شد ؟ ممنون از عکسهای زیبای شما:gol:

    خواهش میکنم کاری نکردم حالا درست شد ؟ ممنون از عکسهای زیبای شما:gol:
  16. محـسن ز

    نمیدونم مشکل چیه ولی همون کاری که گفتم بکن احتمالا درست میشه تک تک پیامهای که قبل اینکه به این...

    نمیدونم مشکل چیه ولی همون کاری که گفتم بکن احتمالا درست میشه تک تک پیامهای که قبل اینکه به این مشکل بر خوردی تیک بزن واپروو کن شاید پاک شود
  17. محـسن ز

    این پیام کجاست صفحه مشخصات هست ....امتیاز یا خصوصی

    این پیام کجاست صفحه مشخصات هست ....امتیاز یا خصوصی
  18. محـسن ز

    فراق یار

    زلف و رخت از شام و سحر باز ندانم خال و لبت از مشک و شکر باز ندانم از فرقت رویت ز دل پر شرر خویش آهی که برآرم ز شرر باز ندانم روی تو که هرگز ز خیالم نشود دور از بس که بگریم به نظر باز ندانم گویی که مرا باز ندانی چو ببینی شاید چو نمی‌بینمت ار باز ندانم اشکم که همی از دم سردم چو جگر بست بر چهرهٔ...
  19. محـسن ز

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    کجا بودم کجا رفتم کجاام من نمی‌دانم به تاریکی در افتادم ره روشن نمی‌دانم ندارم من درین حیرت به شرح حال خود حاجت که او داند که من چونم اگرچه من نمی‌دانم
  20. محـسن ز

    كوي دوست

    بجز غم خوردن عشقت غمی دیگر نمی‌دانم که شادی در همه عالم ازین خوشتر نمی‌دانم گر از عشقت برون آیم به ما و من فرو نایم ولیکن ما و من گفتن به عشقت در نمی‌دانم ز بس کاندر ره عشق تو از پای آمدم تا سر چنان بی پا و سرگشتم که پای از سر نمی‌دانم به هر راهی که دانستم فرو رفتم به بوی تو کنون عاجز فرو ماندم...
بالا