نتایح جستجو

  1. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    مرهم زخم سينه ام ، بوي تو و هواي تو ديدن تو به نيمه شب، دست بدست و پاي تو ايکه دلم براي تو گشته اسير روزو شب کي شود اين دلم رها، تا نشوم فداي تو ؟
  2. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    یک عمر همچو غنچه در این بوستان سرا خون خورده ایم تا گرهِ دل گشاده ایم
  3. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    تمام از گر دش چشم تو شد کار من اي ساقي زدست من بگير اين جام را کز خويشتن ر فتم ۝
  4. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    تا کسي رخ ننمايد نبرد دل ز کسي دلبر ما دل ما برد به ما رخ ننمود
  5. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    به بوي زلف تو دادم دل شکسته بر باد بيا که جان عزيزم فداي جان تو باد
  6. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    تا مقصد عشق رهي دور و دراز است يک منزل از آن باديه ي عشق مجاز است ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ* * * * ** * * * ** * * * ** * * *ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ …..............…,•’``’•,•’``’• ,Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒi ...........…...…’•,,عشق` ,•’Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒi ..............……....`’• ,,•’`Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒi
  7. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    مرا هم کن دعا با ربّنايت خدا باشد خدا پشت و پناهت خدا حافظ روم تا شام ديگر نميرم گر، بيايم در نگاهت
  8. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    نفس بده که برايت نفس نفس بزنم نفس به جزتو نخواهم براي کس بزنم مرااسيرخودت کرده اي دعايي کن که اخرين نفسم رادراين قفس بزنم
  9. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

  10. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

  11. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

  12. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

  13. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    تو که دل ميبری با يک نگاهي به ما هم يک نگاه کن گاه گاهي
  14. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    تا تو را ديدم از غصه دلم را وا کردم قلبم ارام گرفت و تو را در دفترم جا کردم امدم تا به خيال تو بگيرم غزلي غزلي امد و من غزلي ديگر سرودم تا کتاب تو نوشتم سر صبح امده بود
  15. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    روزي تو خواهي آمد از كوچه هاي باران تا ازدلـــــــم بشويي غمهاي روزگـــــاران :gol:
  16. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    مي نويسم صد غزل ، اما يكي را خوانده اي من به راهي رفتم و از قافله ، جا ماند ه اي مي نويسم بس كه دلتنگي عذابم مي دهد حيف، اما قلب من را از خودت هم رانده اي :gol:
  17. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    دلم خوش بود که يارم با وفا بود کمي از زندگيش از آن ما بود ولي افسوس که فکر ما غلط بود که زنگ تفريحش احساس ما بود
  18. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    تا باغم عشق تو مرا كار افتاد بيچاره دلم در غم بسيار افتاد بسيار فتاده بود اندر غم عشق اما نه چنين زار كه اينبار افتاد ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ** * * **** * *ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ …..............…,•’``’•,•’``’• ,Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒi ...........…...…’•,,عشق` ,•’Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒi ..............……....`’• ,,•’`Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒi
  19. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    دلم بجو که قدمت همچو سرو دلجو است سخن بگو که کلامت لطیف و موزون است Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ….... ()......……`’•,(),•’ .........…().....Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
  20. *zahedan

    مشاعرۀ سنّتی

    منم که تا تو نخوابي نمي ‌برد خوابم تو درد عشق نداني، بخواب آسوده ز ريشه کندن اين دل تبر نمي ‌خواهد به يک اشاره مي ‌افتد درخت فرسوده
بالا