نتایح جستجو

  1. Mitra_Galaxy

    [IMG]

    [IMG]
  2. Mitra_Galaxy

    [IMG]

    [IMG]
  3. Mitra_Galaxy

    مرسي متشکرم اما من هنوز مهندس نشدم ...

    مرسي متشکرم اما من هنوز مهندس نشدم ...
  4. Mitra_Galaxy

    [IMG]

    [IMG]
  5. Mitra_Galaxy

    [IMG]

    [IMG]
  6. Mitra_Galaxy

    🔺️ بهار

    با همين ديدگان اشك آلود ، از همين روزن گشوده به دود ، به پرستو ، به گل ، به سبزه درود ! به شكوفه ، به صبحدم ، به نسيم ، به بهاري كه مي رسد از راه ، چند روز دگر به ساز و سرود . شايد اي خستگان وحشت دشت ! شايد اي ماندگان ظلمت شب ! در بهاري كه مي رسد از راه ، گل خورشيد آرزوهامان ، سر زد از لاي ابر...
  7. Mitra_Galaxy

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    پرواز در هوای خيال تو ديدنی ست حرفی بزن که موج صدايت شنيدنی ست شعر زلال جوشش احساس های من از موج دلنشين کلام تو چيدنی ست يک قطره عشق کنج دلم را گرفته است اين قطره هم به شوق نگاهت چکيدنی ست خم شد- شکست پشت دل نازکم ولی بار غمت ـ عزيز تر از جان ـ کشيدنی ست من در فضای خلوت تو خيمه می زنم طعم صدای...
  8. Mitra_Galaxy

    غزل و قصیده

    وقتش رسیده حال و هوایم عوض شود با سار ِ پشت پنجره جایم عوض شود هی کار دست من بدهد چشم های تو هی توبه بشکنم و خدایم عوض شود با بیت های سر زده از سمت ِ ناگهان حس می کنم که قافیه هایم عوض شود جای تمام گریه ، غزل های ناگــــــزیر با قاه قاه ِ خنده ی بی غم عوض شود سهراب ِ شعرهای...
  9. Mitra_Galaxy

    زندگی در شعر

    زندگی یعنی مسیری رو به آب ، زندگی یعنی نه بیداری نه خواب زندگی یعنی سرای امتحان ، زندگی یعنی در ان عاشق بمان زندگی یعنی...
  10. Mitra_Galaxy

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    بگیر دست مرا و از این زمانه ببر مرا بگیر از این کوچه ها به خانه ببر مرا بگیر از این پرسه های معمولی به سمت موجی از اشعار عاشقانه ببر نخواه رم کند این اسب بی سوار و یراق مرا به خانه ای از عشق و تازیانه ببر...
  11. Mitra_Galaxy

    مشاعرۀ سنّتی

    یاد باد آنکه نیاورد ز من روزی یاد شادی آنکه نبودم نفسی از وی شاد ...
  12. Mitra_Galaxy

    گفتگوهای تنهایی

    دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه دوباره این دل دیوونه واست دلتنگه وقت از تو خوندنه ستاره ء ترانه هام اسم تو برای من قشنگترین آهنگه بی تو یک پرنده اسیر بی پروازم با تو اما میرسم به قله آوازم اگه تا آخر این ترانه با من باشی واسه تو سقفی از آهنگ و صدا میسازم با یک چشمک دوباره منو زنده کن ستاره نذار...
  13. Mitra_Galaxy

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    اگر روزي رسد دستم به دامانت كنم جان را به قربانت ولي بي لطف و احسانت چگونه شوم ناخوانده مهمانت چگونه اگر روزي رسد دستم به دامانت كنم جان را به قربانت ولي بي لطف و احسانت چگونه شوم ناخوانده مهمانت چگونه تو معبود مني بگذار داد از دل بگيرم پناهم ده كه بر سقف حرم منزل بگيرم تو دريايي و...
  14. Mitra_Galaxy

    مشاعرۀ سنّتی

    هنگام وداع تو ز بس گریه که کردم درو از رخ تو چشم مرا نور نماندست ...
  15. Mitra_Galaxy

    شعر نو

    آن کلاغی که پرید ازفراز سر ما و فرو رفت در اندیشه ی آشفته ی ابری ولگرد و صدایش همچون نیزه ی کوتاهی ، پهنای افق را پیمود خبر مارا با خود خواهد برد به شهر همه می دانند همه می دانند که من و تو از آن روزنه ی سرد عبوس باغ را دیدیم و از آن شاخه ی بازیگر دور از دست سیب را چیدیم...
  16. Mitra_Galaxy

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    دشت هایی چه فراخ کوه هایی چه بلند در گلستانه چه بوی علفی می آمد من در این آبادی ، پی چیزی می گشتم : پی خوابی شاید ، پی نوری ، ریگی ، لبخندی . پشت تبریزی ها غفلت پاکی بود ، که صدایم می زد . پای نی زاری ماندم ، باد می آمد، گوش دادم : چه کسی با من حرف می زد ؟...
  17. Mitra_Galaxy

    مشاعرۀ سنّتی

    یاد باد آنکه نیاورد ز من روزی یاد شادی آنکه نبودم نفسی از وی شاد...
  18. Mitra_Galaxy

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم بیا تا برایت بگویم جه اندازه تنهایی من بزگ است وتنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد و خاصیت عشق این است...
  19. Mitra_Galaxy

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب بدین سان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب تماشایی است پیچ و تاب آتش ها خوشا بر من که پیچ و تاب آتس را تماشا می کنم هرشب مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی جانا چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب تمام سایه ها را می کشم در...
  20. Mitra_Galaxy

    آره بارون مي اومد خوب يادمه ...

    چیزی میبارد برشیشه شبیه باران شبیه پنج سالگی ام خیس خیس كه میشوم تازه میفهمم كه من وتوهیچگاه بهم نمیرسیم مثل روز و شب مثل مرگ وزندگی باآنكه درمیان یكدیگریم رؤیاهایت رابرمیداری ومیروی من میمانم دركنارتنهائی ام با بارانی كه یك ریزبرشیشه میبارد بارانی كه مراخیس نمیكند...
بالا