ممنون که امشب بودین و کمی درد دل کردیم و سبک شدم.
بعضی از پستای امشب و راجع به بیماری رفیقم و ویرایش کردم اینجا و با اجازه تون بعضی از پستای شمارو پاک کردم دوستم هنو در مورد بیماریش نمیدونه و آدرس من و تو باشگاه داره.
غم کیست که گرد دل مردان گردد
غم گرد فسردگان و سردان گردد
اندر دل مردان خدا...
و اما خاطره:
ماه رمضون سر سفره افطار خاک شیر تگری میخورم - یه پارچ - و سحری هم خاک شیر ولرم.
هر دو حالت برا بدن خوبن تگری برا رفع تشنگی و ولرم برا تسویه کبد و کلیه.
تا حالا دیدین بعضی سایت ها میرین ساعت کامپیوتر و یه ساعت جلو میکشن!
چن سال پیش ماه رمضون بود و داشتیم با بچه ها مشاعره میکردیم که...
این مجبوره فعل امری نیس که یکی تحمیلش کنه، نه.
منظورم اینه که وقتی دلت بی غل و غش باشه شادی میشه جزیی از وجودت، جزیی از کل تو...
خب آدم که نمیتونه به خودش دروغ بگه، این خود همون دل
شعر فارسی زیاد داریم، ولی هیچ کدوم شعر مولانا نمیشه وقتی میخونی انگار دوس داری برقصی :
معشوقه به سامان شد تا باد...
منم میدونم شوخی بود، که الان اینجام.
نه این و فقط برا مثال زدم، اینجا دیدین بعضی از بچه ها تو تاپیک ها هی تشکر میکنن از دوست و غریبه! شاید تو دنیا بی ارزش ترین چیز از لحاظ مادی تشکر نتی، ولی بعضی ها حتی اون از بقیه دریغ میکنن...خب وقتی دل آدم صاف باشه مجبوره شاد باشه.بعضی چیزا رو نمیشه تقلید...
خب یه خورده هم برمیگرده به حس ششم آدم، من و شما بر اثر یه سوء تفاهم نتی آشنا شدیم. حالا سوء تفاهم از نوع معمولش نه، شاید منظور شما تو اون تاپیک یه شوخی بود!
ولی شما بعد از اون موضوع اومدید و از من عذر خواهی کردین...این نشون میده شما عقده ای نیستی و بلدید اشتباه و با محبت جواب بدید.این یعنی شاد...