نتایح جستجو

  1. salvador

    مشاعره با شعر سعدی

    درد دل پوشیده مانی تا جگر پر خون شود به که با دشمن نمایی حال زار خویش را گر هزارت غم بود با کس نگویی زینهار ای برادر تا نبینی غمگسار خویش را
  2. salvador

    مشاعرۀ سنّتی

    تا ز باغ خاطرت گل‌ های شادی بشکفد هر چه در دل تخم کین داری به زبر خاک کن - ملک‌ الشعرای بهار
  3. salvador

    مشاعره با شعر سعدی

    تا دل از آن تو شد دیده فرو دوختم هر چه پسند شماست بر همه عالم حرام
  4. salvador

    مشاعرۀ سنّتی

    گر چه میزد یار ما لاف وفاداری دل عاقبت بشکست پیمانی که با ما کرده بود - عبید زاکانی
  5. salvador

    مشاعره با شعر سعدی

    شنیدمت که نظر می کنی به حال ضعیفان تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت
  6. salvador

    مشاعرۀ سنّتی

    تا کی به هوای دل چنین خوار شوی در دست ستمگری گرفتار شوی انگه دانی که دل چه کردست به تو کز غفلت خواب عشق بیدار شوی - مهستی گنجوی
  7. salvador

    مشاعرۀ سنّتی

    صبر کن عشق زمين گير شود بعد برو يا دل از ديدن تو سير شود بعد برو يک نفر حسرت ديدار تو بر دل دارد چهره بگشای دلی سير شود بعد برو unknown
  8. salvador

    مشاعره با شعر سعدی

    دل دردمند ما را که اسیر توست یارا به وصال مرهمی نه چو به انتظار خستی
  9. salvador

    مشاعره با شعر سعدی

    روزی به دلبری نظری کرد چشم من زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد
  10. salvador

    مشاعره عرفانی

    تا ما به سر کوی تو آرام گرفتیم اندر صف دل سوختگان نام گرفتیم در آتش تیمار تو تا سوخته گشتیم در کنج خرابات می خام گرفتیم - سنایی
  11. salvador

    مشاعرۀ سنّتی

    مکن آن نوع که آزرده شوم از خویت دست بر دل نهم و پا بکشم از کویت - وحشی بافقی
  12. salvador

    مشاعره عرفانی

    دلی کز عشق جانان دردمند است همو داند که قدر عشق چند است دلا گر عاشقی از عشق بگذر که تا مشغول عشقی عشق بند است - عطار
  13. salvador

    مشاعره با شعر سعدی

    یار زیبا گر هزارت وحشت از وی در دلست بامدادان روی او دیدن صباح مقبلست
  14. salvador

    مشاعرۀ سنّتی

    نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگ دل این زودتر می خواستی حالا چرا - استاد شهریار
  15. salvador

    مشاعره با شعر سعدی

    تا دل به تو پیوستم راه همه دربستم جایی که تو بنشینی بس فتنه که برخیزد
  16. salvador

    مشاعرۀ سنّتی

    در قمار عشق آخر باختم دل و دین را وازدم در این بازی عقل مصلحت بین را - فروغی بسطامی
  17. salvador

    مشاعره با شعر سعدی

    تا کی ای دلبر دل من بار تنهایی کشد ترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد
  18. salvador

    مشاعرۀ سنّتی

    تا آشنای ما سر بیگانگان نداشت غم با دل رمیده ما آشنا نبود - استاد شهریار
بالا