نتایح جستجو

  1. fahimeh89

    [IMG]

    [IMG]
  2. fahimeh89

    [IMG]

    [IMG]
  3. fahimeh89

    سیگــآر

    غریبه سیگارت را در حوالی دل من روشن نکن بعد از او تنم پر از باروت است !!
  4. fahimeh89

    باران

    باران ... باران ... باران سرزمین بلوچستان را ببوس لبهای تشنه شور این لوت و برهوت را ببوس بخدا دریا قدر ترا نمی داند ! ( نسرین بهجتی )
  5. fahimeh89

    یادداشت کن !

    آدمها هم تاریخ مصرف دارند اگر خیانت دیدی بلافاصله در سطل زباله اش بینداز چون ابتدا باور و سپس غرور و بعد از آن روحت را مسموم می کند !
  6. fahimeh89

    آرزوهای گمشده...

    دروغ بود ... دروغ بود ... دروغ بود من پشیمانم بانو سمعکم را بدهید میخواهم صدای فرصتهایی را که از دست دادم بشنوم !
  7. fahimeh89

    هر بار که عزرائیل برای بردن من می آید فریبش می دهم شکل یک ماهی قرمز به روی آب می شوم شکل آهوی...

    هر بار که عزرائیل برای بردن من می آید فریبش می دهم شکل یک ماهی قرمز به روی آب می شوم شکل آهوی ته دره می شوم شکل آن قناری بی جفت دق کرده می شوم هر وقت عزرائیل برای بردن من می آید وقت کشُی میکنم فقط به یک دلیل من هنوز ترا دل سیر ندیده ام !
  8. fahimeh89

    کوچه های تنهایی

    هر چه می گویم بر ماه برف نشسته است کسی حرف مرا باور نمی کند مادر گره چارقدت را باز کن .
  9. fahimeh89

    برای تو می نویسم

    شانه های تو بوی مزرعه قهوه می دهد تمام بی خوابی های من تقصیر توست ای لعنتی دوست داشتنی ...
  10. fahimeh89

    معماری با مصالحی از جنس دل

    هنوز از پشت شیشه آشپزخانه پیچ جاده را می نگرم که ترا برده بود بی آنکه موفق شود دستهایم را از روی موهای نقره ایت کنار زند !
  11. fahimeh89

    نامه عاشقانه من

    امروز پستچی یک بسته برایم آورد یک شعر عاشقانه با یک گردنبند الماس تمام زنان شهر از حسد ناخن جویدند وقتی من شعر ترا به گردنم آویختم !
  12. fahimeh89

    صلوات معادل با ده هزار صلوات

    الَّلهُمَّ صَلِّ عَلی سَیِّدنا و نَبیـِّنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ بارخدایا رحمت فرست به آقا و پیغمبر ما حضرت محمد و آلش مَااختَلَفَ المَلَوانِ وتَعاقَبَ العَصراَنِ مادامی که کشتی رانان در رفت و آمدند و شب و روز وَکَرَّالجَدیداَنِ واَستَقبَلَ الفَرقَداَنِ وَبَلِّغ تکرار میشود وستارگان باز می تابند...
  13. fahimeh89

    دل نامه یا نامه دل

    من از شما گفتن تو بدم می آید عزیزم مرا سرد خطاب نکن این پاییز میخواهم تا افتادن آخرین برگ با تو دیوانگی ها کنم !
  14. fahimeh89

    " تو عصرهای دلتنگ را چطور با ساعتت سر می کنی "

    " تو عصرهای دلتنگ را چطور با ساعتت سر می کنی "
  15. fahimeh89

    معماری با مصالحی از جنس دل

    لیاقت میخواهد.. بودن در شعر های دخترکی که تمام دنیایش ، حرف های نزده اش است...!!!
  16. fahimeh89

    کوک کن سازت رادر من زنی دردناک می رقصد کوک کن سازت را که ناکوکم این روزها زخمه بزن بر چنگ دلم که...

    کوک کن سازت رادر من زنی دردناک می رقصد کوک کن سازت را که ناکوکم این روزها زخمه بزن بر چنگ دلم که این دل فقط هوای مردن دارد تمام نت هایش فالش است. دلم سنگ قبری می خواهد با یک جمله زندگی حس غریبی ست که یک مرغ مهاجر دارد دلم یاسین می خواهد الرحمن
  17. fahimeh89

    معماری با مصالحی از جنس دل

    دلم سفر مي خواهد ! نه براي رسيدن به جايي ! فقط بخاطر رفتن ! همين !
  18. fahimeh89

    " دیگر باز نخواهند گشت ترن هایی که به دوردست رفته اند دنیا جای بی رحمی ست " انگار همه چیز ته...

    " دیگر باز نخواهند گشت ترن هایی که به دوردست رفته اند دنیا جای بی رحمی ست " انگار همه چیز ته کشیده از کلمات گرفته تا گرمای نگاه تو در قلب من هم آشوب است اما به روی خودم نمی آورم سکوت می کنم که حرفهایم ناگفتنی ست ...
  19. fahimeh89

    *** ♥♥♥ در خلوت احساس ♥♥♥ ***

    عطر تو در هواست میایی یا رفته ای...؟"
  20. fahimeh89

    آواتار نو مبارک:gol:

    آواتار نو مبارک:gol:
بالا