نتایح جستجو

  1. fahimeh89

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    هزار بار چایی دم کردم و چشم دوختم به در یک جفت استکان کمر باریک همیشه در سینی خاک می خورد
  2. fahimeh89

    ღ♥ღ هی فلانی دو سه خطی بنویسღ♥ღ

    هر صبح روی همان صندلی همیشگی می نشیند من و چای سرد می شویم از نبودنش !
  3. fahimeh89

    چی درست خیلی خوبه؟؟؟ منظورتو نمیفهمم!!!!

    چی درست خیلی خوبه؟؟؟ منظورتو نمیفهمم!!!!
  4. fahimeh89

    استغفار و توبه - طلب بخشش و بازگشت

    اَستَغفِرُ اللَهَ رَبی وَ اَتوبُ اِلَیه
  5. fahimeh89

    دعا برای سلامتی هم باشگاهیمون

    أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ
  6. fahimeh89

    آیه الکرسی برای تعجیل در فرج امام زمان

    بسم الله الرحمن الرحیم الله لا اله إ لاّ هوَ الحیُّ القیُّومُ لا تَا خذُ هُ سِنَهٌ وَ لا نَومٌ لَهُ ما فی السَّماواتِ وَ ما فِی الأَرضِ مَن ذَا الَّذی یَشفَعُ عِندَهُ إ لا بِإذنِهِ یَعلَمَ ما بَینَ أَیدِیهمِ وِ ماخَلفَهُم وَ لا یُحیطونَ بِشَی ءٍ مِن عِلمِهِ إلا بِما شاءَ وَسِعَ کُر سِیُّهُ...
  7. fahimeh89

    من از کجا بدونم ؟؟!! کجاست؟ تو باشگاس؟

    من از کجا بدونم ؟؟!! کجاست؟ تو باشگاس؟
  8. fahimeh89

    موسی؟؟؟

    موسی؟؟؟
  9. fahimeh89

    سلام ممنونم

    سلام ممنونم
  10. fahimeh89

    رد پای احساس ...

    وفا از جایی آغاز می شود که تو راه دوم داشته باشی ولی منتظر کسی باشی که شاید هرگز باز نگردد !
  11. fahimeh89

    زمزمه های عاشقانه

    سفربیهوده بود وقتی که من از تو می گریختم و یاد تو تندتر از قطار از ریل می گذشت و در ایستگاه بعدی با یک دسته گل به استقبالم می آمد ! سفر بیهوده بود وقتی در هر هتلی چمدانم را که باز می کردم عطر تن تو از پس تمام پیراهن هایم دوباره مرا دیوانه می کرد سفر بیهوده بود وقتی که نتوانستم یاد...
  12. fahimeh89

    ثانیه های خاکستری...

    آنقدر دیر آمدی که رنگ چشمانت و طرح کت سورمه ای تو از یادم رفت ! آنقدر دیر آمدی که نامه هایم کبوتر به کبوتر در مسیر آسمان شعر شد شعرهایم کلاغ به کلاغ از توت فرنگی تا پرتقال حرف مردم شد! آنقدر دیر آمدی که صد پیمانه نشاط وحشی در پیاله هوشیاری من یک وعده هم مرا دیوانه نکرد آنقدر دیر آمدی ... دیر...
  13. fahimeh89

    [IMG]

    [IMG]
  14. fahimeh89

    [IMG]

    [IMG]
بالا