نتایح جستجو

  1. primrose

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    مولانا مولانا آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم ور تو بگوییم که نی , نی شکنم شکر برم آمده‌ام چو عقل و جان از همه دیده‌ها نهان تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم آمده‌ام که ره زنم بر سر گنج شه زنم آمده‌ام که زر برم , زر نبرم خبر برم گر شکند دل مرا , جان بدهم به دل شکن گر ز...
  2. primrose

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    من همان نایم که گر خوش بشنوی شرح دردم با تو گوید مثنوی
  3. primrose

    مناظره(گفتگو با اشعار)

    با عقل آب عشق به یک جو نمی رود بیچاره من که ساخته از آب و آتشم
  4. primrose

    مناظره(گفتگو با اشعار)

    یک نفس با دوست بودن همنفس آرزوی عاشقان این است و بس
  5. primrose

    جویای راه خویش باش از این سان که منم در تکاپوی انسان شدن در میان راه دیدار می کنیم حقیقت را...

    جویای راه خویش باش از این سان که منم در تکاپوی انسان شدن در میان راه دیدار می کنیم حقیقت را آزادی را خود را در میان راه می بالد و به بار می نشیند دوستی ای که توانمان می دهد تا برای دیگران مأمنی باشیم و یاوری این است راه ما تو و من.. (مارگوت بیگل) ممنون از اینکه پیشنهاد دوستی منو پذیرفتید،...
  6. primrose

    سلام عزیزم ممنون از پذیرفتن دوستی امیدوارم دوستای خوبی بشیم.

    سلام عزیزم ممنون از پذیرفتن دوستی امیدوارم دوستای خوبی بشیم.
  7. primrose

    چه جوری میشه یه زندگی رو تو یه چمدون جا داد؟

    شبنم عزیزم ممنون از ظرافتی که در انتخاب موضوع داشتی خب حالا این که چی بردارم به این بستگی داره که کجا و تا چه مدتی بخوام برم حالا اگه فرض کنیم منم مثل پاپیون به جزیره دوردست تبعید شده باشم(یکی از تخیلات همیشگیم)به ترتیب زیر تا هر جایی که مقدور باشه چمدون و پر میکنم: 1-یه عکس خانوادگی مال عید...
  8. primrose

    بفرمایید ختم قرآن...

    منم هستم
  9. primrose

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    عطار عطار چون نیاید سر عشقت در بیان همچو طفلان , مهر دارم بر زبان چون عبارت محرم عشق تو نیست چون دهد نامحرم از پیشان نشان چون زبان در عشق تو بر هیچ نیست لب فرو بستم قلم کردم زبان دوش عشق تو درآمد نیم شب از رهی دزدیده یعنی راه جان گفت صد دریا ز خون دل بیار تا در آشامم که مستم...
  10. primrose

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    دردم این است که من بی تو دگر از جهان دورم و بی خویشتنم تاجنون فاصله ای نیست از اینجا که منم
  11. primrose

    مشاعرۀ سنّتی

    استخوانم مغز گردیده است و مغزم استخوان بس که غم های گرانجان تکیه گاهم کرده است
  12. primrose

    مشاعرۀ سنّتی

    ما با تو ایم و با تو نه ام اینست بوالعجب در حلقه ایم با تو چون حلقه بر دریم
  13. primrose

    مشاعرۀ سنّتی

    ایکه می پرسی دلیل ناله های دلخراش سینه ام بشکاف تا ببینی درون سینه ام
  14. primrose

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    اوحدی مراغه ای اوحدی مراغه ای آن چشم مست بین، که دلم گشت زار ازو ای دوستان، بسوخت مرا، زینهار ازو! گرد از تنم به قد برآورد و همچنان بر دل نمی‌شود متصور گذار ازو گر پیش او گذار کنی، ای نسیم صبح پیغام من بگوی و سلامی بیار ازو او گر به اختیار دل ما رود دمی گردد دل شکستهٔ ما به...
  15. primrose

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    دل برفت و خانه بر غم شد فراخ کانده او جای بر دلتنگ داشت
  16. primrose

    مناظره(گفتگو با اشعار)

    مزن ز چون و چرا دم که بنده مقبل به جان شنفت هر سخن که جانان گفت
  17. primrose

    مناظره(گفتگو با اشعار)

    سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم دگری نمی شناسم تو ببر که آشنایی
  18. primrose

    زنگ تفریح ... گپ و گفت های خودمونی!

    در وجود هر کس رازی بزرگ نهان است داستانی ، راهی ، بی راهه ای طرح افکندن این راز راز من و راز تو ، راز زندگی پاداش بزرگ تلاشی پر حاصل است...
  19. primrose

    اسمتون چه رنگیه؟؟

    ولی من قرمز شدم هیچ خوشم نیومد !!!البته به قرمزش بستگی داره.
بالا