نتایح جستجو

  1. primrose

    مناظره(گفتگو با اشعار)

    وصل تو اجل را زسرم دور همی داشت از دولت هجر تو کنون دور نماندست
  2. primrose

    مناظره(گفتگو با اشعار)

    همه عمر در فراقت بگذشت و سهل باشد اگر احتمال باشد به قیامت اتصالی
  3. primrose

    مناظره(گفتگو با اشعار)

    گر بزنندم به تیغ در نظرش بی دریغ دیدن او یک نظر صد چو مرا خون بهاست
  4. primrose

    سلام گرامی ممنون از پیشنهاد دوستی ،خوشحال میشم از آشنائیتون -زیبا:gol:

    سلام گرامی ممنون از پیشنهاد دوستی ،خوشحال میشم از آشنائیتون -زیبا:gol:
  5. primrose

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    نفسهایم بوی تو را گرفته‌اند نازنین بس که تو را به نام خوانده‌ام بس که تو را در وجود خود کاویده‌ام و بس که در دل شبهای بی‌ستاره‌ام نام تو را فریاد کرده‌ام هیچ طنین صدای مرا شنیده‌ای ؟ طنین فریادهایی که در دل شب تو را می‌خواند؟ طنین گامهایی که به سوی تو می‌آیند چه؟ یا شنیده‌ای و باور...
  6. primrose

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    مائیم و موج سودا شب تا به روز تنها خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن
  7. primrose

    مناظره(گفتگو با اشعار)

    چنان به زلف تو آشفته ام به بوی تو مست که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست
  8. primrose

    مناظره(گفتگو با اشعار)

    ادامه شعر از وحشی بافقی ادامه شعر از وحشی بافقی مدتی در ره عشق تو دویدیم بس است راه صد بادیه درد بریدیم بس است در قدم راه طلب باز کشیدیم بس است اول و آخر این مرحله دیدیم بس است
  9. primrose

    شب شما هم بخیر ، چشممممممممممممممممممممممم.

    شب شما هم بخیر ، چشممممممممممممممممممممممم.
  10. primrose

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    ما چو دادیم دل و دیده به طوفان بلا گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر
  11. primrose

    مشاعرۀ سنّتی

    تو از خرابی این خانه نالی و من به بی ثباتی هر آشیانه می خندم
  12. primrose

    مشاعرۀ سنّتی

    ما را حدیث دیگر و سودای دیگریست در این سری که بر سر زانو نهاده ایم
  13. primrose

    مشاعرۀ سنّتی

    ما فروغی به سیه روزی خود خوشنودیم زانکه هرگز نتوان منت خورشید کشید
  14. primrose

    مناظره(گفتگو با اشعار)

    چو خود کردند راز خویشتن فاش عراقی را چرا بد نام کردند
  15. primrose

    مشاعرۀ سنّتی

    تو دردی نداری که دردت مباد از آنت نظر نیست بر درد من
  16. primrose

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    مستی به چشم شاهد دلبند ما خوشست زانرو سپرده اند به مستی زمام ما
  17. primrose

    مشاعرۀ سنّتی

    دل من نه مرد آنست که با غمش بر آید مگسی کجا تواند که بیفکند عقابی
  18. primrose

    مشاعرۀ سنّتی

    دلا منال ز بیداد و جور یار که یار تو را نصیب همین داده و این از آن دادست
  19. primrose

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    شب از فراغش در فغان روز از غمش در زاریم دارم عجب روز وشبی آن خواب و این بیداریم
  20. primrose

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    یوسف به زر قلب فروشان دگرانند ما وقت خوش خود به دو عالم نفروشیم
بالا