شعری از نادر احمدی شاعر افغان
شعری از نادر احمدی شاعر افغان
لازم نیست گلوله باشی
یا انگشتی
که روی ماشه ای نشئه می شود
و سینه ای که در میان جمعیت
ثانیه ای انفجار را پنهان می کنداین جا
زمین هم راه می افتد
و آنقدر ما را در عصاری خود می چرخاند
که فقط صدای مان از خاک بیرون می ماند
در این خاک
برف...