سلام
نغمه خانوم خودمون، رفیق شفیق سال های دور.
خوبی نغمه جان؟
خب میخواستم علت این شب زنده داری های اینجا رو تعریف کنم:
از بیست و سوم فروردین تا حالا خونه نیستم، دارم به یه دوستی کمک میکنم! که نمیتونم نه بگم.
اگه عمری باشه شنبه صبح میرم تهران.
من خیلی وقت بود شبا زود میخوابیدم، حدود سی ماه اینجا...
ولی در مورد خواب [IMG] همون سه چهار ساعت بود این هفته آخری، تا کارو جمع کنم. که امیدوارم رسیدم خونه بازم بچه + بودن و تمرین کنم! به قول مادر باشگاه بی باشگاه...دی
خدائیش برا این عکس[IMG] هرچی به مغزم فشار آوردم توضیح بدرد خوری پیدا نکردم، با اینکه انشاء بیست میشدم، بازم موندم، حالا نمیشد یه...