دریغسالها در پی شادی، گذران عمر کردیم و دریغ؛دریغ که شادی،در دروانی بود که گذشت.گذشت و سهم خود، را به دستان غم سپردیم ونخواستیم باور کنیم؛که ما نیز از این شادی سهمی داریم.نخواستیم، و باور نداشتیم کهدایره دیدمان را فراتر بگذاریم،فراتر از بودنمان...دریغ و افسوس کهگذشته بازگرداندنی نیست.آری، به...