اصلاً قبول، حرف شما، من روانیام
من رعد و برق و زلزلهام، ناگهانیام
این بیتهای تلخِ نفسگیرِ شعلهخیز
داغ شماست خیمه زده بر جوانیام
رودم، اگر چه بیتو به دریا نمیرسم
کوهم، اگر چه مردنی و استخوانیام
من از شکوه روسریات کم نمیکنم!
من، این منِ غبار، چرا میتکانیام؟
بگذار روی دوش تو...