خاطره ای از شهید زین الدین به نقل از محمد بهرامی
خاطره ای از شهید زین الدین به نقل از محمد بهرامی
این خاطره را خود آقا مهدی تعریف کردند:
روزی برای شناسایی رفته بودم داخل خاک عراق. توی نیروهای آنها, لحظاتی گرم کار خودم شدم. پس از مدتی خسته و تشنه, ماندم که چکار کنم. چاره ای نداشتم.
رفتم توی...