بگذار تانگویم از
بگذار تانگویم از انچه که ان رانمی توان دید از دریچه ای که به ظاهر باز است و هرگز کسی را فکر بستنش نیست اما چه سود انگاه که دیده نمی شود ازان مگر به اسمان کشیده شده دیواری بلند با اجرهایی سرد بی روح که سالیان درازی است کاری جز محصور کردن خلوت خانه ته حیاط مان راندارند . پنجرهایی...