نتایح جستجو

  1. arashpak

    مرسی سمانه خانم از اینکه انلاین دیدمتون خوشحال شدم

    مرسی سمانه خانم از اینکه انلاین دیدمتون خوشحال شدم
  2. arashpak

    دعایم کن که من محتاج محتاجم

    شاید اخرین باری که دعا کرده ام یادم نیست...نمیدانم چرا اما از ته ته ته .... دل دعا می کنم برای سلامتی دوست تون واینکه امیدش از دست نده
  3. arashpak

    دست‌نوشته‌ها

    "از حریر شب تا سریر صبح " اغاز میکنم با تو بودن را تمنای دیدن نگاهت جوانه میزند میروید قد میکشد و سبز میشود بالطا فت حضورت لبخند میوه میدهد تا سپیده دم میرسد بارور میشود وانگاه می چینیم سبد سبد ارامش وخاطره "از حریر شب تا سریر صبح " این نوشته و از تاثیری که از نوشته زیبای amarjanh200گرفتم...
  4. arashpak

    گفتی دوست میداریم گفتم به اندازه تمام انچه دیده ای می بینی وخواهی دید چشم هایش رابست وگفت یعنی...

    گفتی دوست میداریم گفتم به اندازه تمام انچه دیده ای می بینی وخواهی دید چشم هایش رابست وگفت یعنی چقدر ؟ گفتم یعنی بیشتر از انچه ندیده ای نمی بینی و نخواهی دید چشم هایش را که گشود فهمیدم به اندازه نگاهش دوست میدارمش (ارش پاک...) سلام شاید انچه کمتر می بینیم زیبایش را اون نگاه های مهربون...
  5. arashpak

    دست‌نوشته‌ها

    گفتی دوست میداریم گفتم به اندازه تمام انچه دیده ای می بینی وخواهی دید چشم هایش رابست وگفت یعنی چقدر ؟ گفتم یعنی بیشتر از انچه ندیده ای نمی بینی و نخواهی دید چشم هایش را که گشود فهمیدم به اندازه نگاهش دوست میدارمش
  6. arashpak

    ممنون از یادتون(دسته گل با لبخند)

    ممنون از یادتون(دسته گل با لبخند)
  7. arashpak

    نقد ادبی اشعار و دل نوشته های دوستان

    حواهش میکنم عزیز من فقط نظرمو گفتم در ضمن شاید گاهی وقت ها لازم باشه ذهن و کنار بگذاری و فقط و فقط از احساست کمک بگیری همیشه احساس جلوتر از ذهن حرکت میکنه برای همین وقتی نسبت به کسی احساس خوبی نداری از حرف زدن با او دوری میکنی بدون اینکه از نیروی عقل استفاده کنی پس از کلماتی استفاده کن که...
  8. arashpak

    نقد ادبی اشعار و دل نوشته های دوستان

    شاید این که گفته ان منتقد باید بی رحم باشه بی ربط نباشه اونم در زمینه ادبیات که با هنرمندی سرشار از احساس سر کار داره انتقاد کردن سخته اما ازقدیم گفتن انتقاد ی که بر پایه تخصص باشه سازنده است واین هم بی ربط نیست وسوم همونطور که خودت میدونی منم میدونم اگه اطلاعت منتقد کمتر از کسی باشه که مورد...
  9. arashpak

    قطره‌های چکیده از قلم من (سروده‌هاي اعضاي تالار)

    خیلی زیبا بودچند بار خوندم
  10. arashpak

    عشق یعنی ...

    فراموش کردن من برای به تو رسیدن..
  11. arashpak

    دست‌نوشته‌ها

    نقطه مشترک فضای اتاق پر شد بود از تو ومن وتو بودی انگاه که میخندیدی ومن بودم انگاه که می نگریستم با لبخند توبودی انگاه که میگفتی من بودم که خاموش تو بودی که پنهان نمیکردی حتی یک لحضه روحت را ومن در فکر فراموش کردن خود توبودی که میپرسیدی از من و من بودم که دوبار میپرسیدم از خودم شاید این...
  12. arashpak

    دست‌نوشته‌ها

    مینویسم شاید روزی خود را از میان این نوشتها بیابم با وجودی زیباتر با نگاهی عشقانه تر با قلبی پاک تر باامیدی سرشارتر ومیدانم روزی دوباره میخوانم همه نوشته هایم روزی که خود را یافته ام زیباتر عاشقانه تر پاکتر از امید سرشار تر و با تو با لبخند
  13. arashpak

    متن زیبایی بود سپاس حس دوگانه شاید دوگانه ترین احساسم هنگامی بود که برای اولین بار گناه کردم...

    متن زیبایی بود سپاس حس دوگانه شاید دوگانه ترین احساسم هنگامی بود که برای اولین بار گناه کردم چیز بین تنفر ودوست داشتن بین خوب وبد بین لذت و رنج بین اولین بار واخرین بار...برزخی بود که روح را از هر جهنمی بیشتر میسوخت تا پاک کند از پلیدی.. اما انگاه که برای اخرین بار گناه کردم میدانستم که...
  14. arashpak

    دست‌نوشته‌ها

    وانگاه که بر چشم های معصوم و بسته کودکان برپیکر مادرانی که نوزادان خودرادر اغوش کشیده بر تن های لخت ارمیده در کنار هم بر حنجره هایی که از ان اوای عشق میتراوید بی رحمانه وتلخ بوسه می زد سقف زلزله چه فریاد درد اگینی داشت دران شب خواب زده....
  15. arashpak

    غمگین ترین و قوی ترین ترانه های شخصی

    دوست عزیز یه روز وقتی برگشتم خونه هیچ کس نبود بی اختیار سمت یکی ازاتاق ها زفتم یه اینه قدیمی بزرگ توش بود وچون رفت امد کمتری در این اتاق میشد اینه غبار گرفته بود و حکایت تنهایی عجیبی میکرد ومن هم ناخودا گاه این چند بیت را روی ان نوشتم چرا امشب پریشانی چرا امشب نمیخندی غبار الود بنشستی مگر...
  16. arashpak

    چند وقتی نوشته هایی رو تو ی قسمت دست نوشته ها میگذارم خوشحال میشم نظر شما زو بشنوم اگه انتقادی...

    چند وقتی نوشته هایی رو تو ی قسمت دست نوشته ها میگذارم خوشحال میشم نظر شما زو بشنوم اگه انتقادی باشه با کمال میل می شنوم دوست عزیز
  17. arashpak

    دست‌نوشته‌ها

    یه تجربه یه روز یه احساس قشنگ رو واژه واژه کنار هم گذاشتم شد یه غزل وبدون اینکه جای دیگه ای یاداشت کنم همین اینجا توی تالار نوشتم درست همون لحظه که میخواستم بفرستم برق رفت ... ومن ماندم سکوت و احساسی که بود وشعری که نبود . با خود می اندیشیدم به تمام ان شعرهایی که نوشته شدند اما خوانده نشدند...
  18. arashpak

    دفتر مدیریت تالار ادبیات

    درمورد پیشنهاد اولم چرا هستم اگه اجازه بدید بگزارم یه موقعیت بهتر چون دوست دارم اگه می ام با دست واندیشه ای پر بیام...فراموش نمیکنم سرحرفم هستم درمورد ایده دومی کاملا موافقم با شما من فزاموش نمیکنم که ما به دنیا امده ایم که ازهم یاد بیگرییم وبه هم یاد بده ایم اینجا هم گوشه ای از دنیاست دیگه پس...
  19. arashpak

    اما پنجره انگاه که پنجره چشم هایش را بست.. هنوز ماه میخندید و ستاره ها چشمک می زدند و درخت...

    اما پنجره انگاه که پنجره چشم هایش را بست.. هنوز ماه میخندید و ستاره ها چشمک می زدند و درخت بالای تپه شنی پا به پای نسیم می رقصید و می شد از دل شب بوی چمن های شبنم خورده و خاک نم نشسته را حس کرد قورباغه های کنار برکه یک درمیان اواز میخواندند جیر جیرک ها هم بودند اما پنجره خیلی زود خوابش برده...
  20. arashpak

    اما پنجره انگاه که پنجره چشم هایش را بست.. هنوز ماه میخندید و ستاره ها چشمک می زدند و درخت...

    اما پنجره انگاه که پنجره چشم هایش را بست.. هنوز ماه میخندید و ستاره ها چشمک می زدند و درخت بالای تپه شنی پا به پای نسیم می رقصید و می شد از دل شب بوی چمن های شبنم خورده و خاک نم نشسته را حس کرد قورباغه های کنار برکه یک درمیان اواز میخواندند جیر جیرک ها هم بودند اما پنجره خیلی زود خوابش برده...
بالا