بابا بيخود خودتو ناراحت نكن!
به مشكلاتت بخند تا هميشه چيزي برا خنديدن داشته باشي:دي مثل من:دي
منم خوبم شكر خدا!
گفتم نكنه مرا ياد و تو را خاطر فراموش:razz:
منم موافقم كه حاج شير محمدي رو همه ميشناسيم و استاديه در حد لاليگا!
مشكل من شهر خودمه مهندس!
ما اينو بايد قبول كنيم كه پزشك عمومي هستيم!
حالا يه پزشك فوق تخصص تو زمينه ي خودش(مكانيك) تو زمينه هايي كه ما پيش ميريم ورداره تخصص كسب كنه كه ديگه اونا يه سر و گردن از ما بالاترن و ما عملا:(
لااقل تو...
يه كم يواشتر مهندس!
اگه كسي نتونه اون كارو رو بكنه كه زندگيش كلا تعطيل ميشه حالا چه برسه به اينكه بهش بگن مهندس صنايع يا نگن!
تعريف پروژه رو خوب اومدي!
استادي داشتيم ميگفت زندگي خودش يه پروژه اس!
آغازي داره و پاياني و اينجا مدير پروژه ي زندگي هركسي خودشه!
يعني يه جورايي همه آدما مديريت پروژه كار...
سلام مهنديس!
چطوري يا بهتري؟
ما رو نمي بيني خوشي؟
چه خبرا؟
مي بينم كه همه چي رو به راهه فقط فاطمه كوچولو سر جاش نيست!
در ضمن چي شده كه آواتارت مرد شده؟:razz:
ببين مهندس!
تا كه از جانب معشوق نباشد كششي
كوشش عاشق بيچاره به جايي نرسد...
ببين چي رو كجا استفاده كردم(اديب بودم خبر نداشتم:biggrin:)شما تعميم بده:دي
سالن هاي مختلف توليد بي خبر از همديگه هر كي داش كار خودشو ميكرد!
آدم ديونه ميشد وقتي مي ديد دو نفر استخدام شدن تا از سالن ماشمالو شكلات بيارن...
تو پست قبلي م نوشتم انتظار اونا از مهندس صنايع چي بود!
نرود ميخ آهني در سنگ يعني چي؟!
اونا يه مدير شب ميخواستن كه نفراتو برا شام و استراحت بفرسته كه مادر بزرگ آلزايمر گرفته ي منم مي تونست اون كارو بكنه!
شرمنده اگه من نميتونم خيلي خشك و قالبي بنويسم!
طنز تو وجود من نهادينه شده و كاريش نميتونم...
يك شب آتش در نيستاني فتاد
سوخت چون شمعي كه بر جامي فتاد
شعله تا سرگرم كار خويش شد
هر ني اي شمع مزار خويش شد
ني به آتش گفت كاين آشوب چيست
مر تو را زين سوختن مطلوب چيست؟
گفت آتش بي سبب نفروختم
دعوي بي معنيت را سوختم...
مهم نيست.
فقط من ميخام بدونم چجوري مي تونيم نياز به مهندسي صنايع رو اثبات كنيم؟
من آناتا كه بودم واقعا ضعفشونو لمس ميكردم ولي مهندس صنايع اونجا فقط مدير شب بود و برا اينكه كارگرا برن شام بخورن و يا استراحت كنن تنها وظيفه ش تقسيم نفرات برا دستگاه هاي متفاوت بود!
همين!
سالن هاي متفاوت توليد...
اين جناب مدير ما ميگن ايزو برا صنايع بده ولي من بهترين جايي كه بدردم خورده سازمان ايزو استان هستش! اونجا بود كه از من رزومه خواستن و مهندس صنايع رو تحويل گرفتن.
دوستم برا كارآموزي ميرفته ماشين سازي ميگه ديدم بجاي مهندس صنايع يه خانوم ديپلم خياطي كه خواهرزاده ي يكي از مديراس نشسته و ما:(
به نظر...