مرا بپرس
همه مرا از من
تمام آنچه را دوست می داری
تنها بگذار
چونان زورقی از ميان نامت عبور كنم .
بگذار در تو بخوابم
بگذار در تو بميرم
در نام تو، ماتليده من
نام تو
شراب من
سياره من
نام تو، تمام من .
ماتيلده رودخانه ای است
جاری از سرزمين قلبم
و زورق ها
چه با شكوه در می نوردند
مرا در بی كرانگی نام شكوهمند تو
ماتيلده !
جايی كه امواج
بر صخره های بی قرار می شكنند
بلوری نمكين
می تپد در غنچه ای كه تويی
تويی كه شكفته می شدی در دريايی كه منم
ای فانی جذاب كه حتی مرگت شكوفه ای است
بر غيبت بودم
بر جاودان عدم