نتایح جستجو

  1. khourshid

    مشاعرۀ سنّتی

    دل من در دل شب خواب پروانه شدن می بیند مهر صبحدمان داس به دست خرمن خواب مرا می چیند
  2. khourshid

    مشاعرۀ سنّتی

    آه مگذار ، که دستان من آن اعتمادی که به دستان تو دارد به فراموشی ها بسپارد آه مگذار که مرغان سپید دستت دست پر مهر مرا سرد و تهی بگذارد من چه می گویم ، آه با تو اکنون چه فراموشی هاست با من اکنون چه نشستن ها ، خاموشیها ست تو مپندار که خاموشی من هست برهان فراموشی من
  3. khourshid

    *** آشنایی و گفتگوی بچه های کامپیوتر....***

    سلام از دیروز نه yahoo mail و نهgmail باز نمیشدند اما الان هر دو باز میشه:)
  4. khourshid

    مشاعرۀ سنّتی

    دلم برای کسی تنگ است که تا شمال ترین شمال با من رفت و در جنوب ترین جنوب با من بود کسی که بی من ماند کسی که با من نیست کسی . . . دگر کافی ست.
  5. khourshid

    شعر نو

    افسوس آیا چه کس تو را از مهربان شدن با من مایوس می کند؟؟
  6. khourshid

    شعر نو

    دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به بادها می داد و دستهای سپیدش را به آب می بخشید دلم برای کسی تنگ است که چشمهای قشنگش را به عمق آبی دریای واژگون می دوخت و شعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند دلم برای کسی تنگ است که همچو کودک معصومی دلش...
  7. khourshid

    مشاعرۀ سنّتی

    در دستهای تو آیا کدام رمز بشارت نهفته بود کز من دریغ کردی تنها تویی مثل پرنده های بهاری در آفتاب مثل زلال قطره باران صبحدم مثل نسیم سرد سحر مثل سحر آب
  8. khourshid

    شعر نو

    تنها تو را ستودم آن سان ستودمت که بدانند مردمان محبوب من به سان خدایان ستودنی است
  9. khourshid

    مشاعرۀ سنّتی

    شايد ارزش نان با تو برابر باشد زان رو كه نان صدای تو را به ياد خواهد آورد و عشق خمره های بزرگ را از خويش پر خواهد كرد با طعمی چونان عسل و آنجا تو در ميان سينه ام در ميان جاليز تفرج خواهی كرد .
  10. khourshid

    مشاعرۀ سنّتی

    در اين لحظه زرد كه خزان از ميان تن تاك ها بالا می رود من نيز چون تاكی تكيده بودم آه، ای عزيز ترين ! وقتی تو هستی همه چيز هست -همه چيز از ماسه ها تا زمان از درخت تا باران تا تو هستی همه چيز هست
  11. khourshid

    مشاعرۀ سنّتی

    یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد/به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد
  12. khourshid

    مشاعرۀ سنّتی

    یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود/ دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
  13. khourshid

    مشاعرۀ سنّتی

    ننگرد دیگر به سرو اندر چمن هرکه دید آن سرو سیم اندام را
  14. khourshid

    مشاعرۀ سنّتی

    یاد باد آن کوبه قصد خون ما عهد را بشکست و پیمان نیز هم
  15. khourshid

    من با خاطرات تو زنده خواهم ماند

    در آرزوی لبانت صدايت و گيسوانت آرام و گرسنه به كمين تو در خيابان ها پرسه می زنم . نان مرا سير نمی كند ای صبحانه خورشيد
  16. khourshid

    مشاعرۀ سنّتی

    نکرد ان همدم دیرین مدارا/مسلمانان مسلمانان خدارا
  17. khourshid

    مشاعرۀ سنّتی

    خواب رؤياي فراموشيهاست خواب را دريابم که در آن دولت خاموشيهاست من شکوفايي گلهاي اميدم را در رؤياها مي بينم و ندايي که به من مي گويد : گر چه شب تاريک است دل قوي دار ، سحر نزديک است بدرود دوستان
  18. khourshid

    مشاعرۀ سنّتی

    دل خویش را بگفتم چو تو دوست می گرفتم نه عجب كه خوبـــرویــان بكننـــد بی وفـــایی
  19. khourshid

    مشاعرۀ سنّتی

    تو جفای خود بكردی و نه من نمی توانم كه جفا كنم، ولیكن نه تو لایــق جفــایی
  20. khourshid

    مشاعرۀ سنّتی

    دردم از یار است و درمان نیز هم/ دل فدای او شد و جان نیز هم
بالا