سکوتم ساکت است و خواب من بی خواب مانده دلم دریا ولیکن چشم من بی آب مانده به راهی بسته ام چشمم ، غرورم بسته است اشکم چون اینجا مرده ام ، روحم چنین بی تاب مانده سرا پایم پر از درد است ، محتاجم ، خدایا بده اشکی که از دریا فقط مرداب مانده من از روزی که خود را دیده ام تنها ترینم در این ظلمت سلامت...