تو می شنوی آرام حرف هایم را...
و من چه آرام تر می شوم...
خالی می شوم...
از آن همه...
درد...
نمی دانم...
من نمی دانم...
این چه آرامشی ست در تو...
دلتنگ شده ام...
برای قدم زدن در کنار دریا...
صدای موج هایش...
ساحل اش...
صخره هایش...
همه اش را می نگارم در لحظه های کاغذی ام...
و بارها...