ماتا جونم نارحت نباش دیگه.
بیا مثل قدیما دو تایی با هم بخندیم.
خوب دعا کن قولی که بهم دادنو انجام بدن. خودت به نانات افتخار میکنی. البته افتخار که نه. ما هنوز بچه ایم. ولی.. ولش کن بابا. حالا که نشده.
وای چیکار کنم حالا! بدبختی دست پخت خودمم هست. دست پخت که نه ولی من درستش کردم. گلپرم داره.
والا جرأت نکردم تا الآن بخورمش. تا از ماکروفر در اومد اومدم اتاقم پشت PC!
چی شده؟!
من موش خوشم میاد. ولی حیون مورد علاقم عقابه! خیلی تیریپ مغروره! جسه ی بزرگ و با ابهت. وقتی نگاش میکنی می ترسی چه برسه نگات کنه. تیز بین. ولی جدا مغرور هم هست. علتشو می دونی؟