آورده اند که:
روزی شیخ سخت مشغول کشیدن پرتره ای از مریدی کریه المنظر بر سبک رنگ و روغن بودندی.
ساعتها گذشت و مرید از شدت پا درد به خشتک خود میپیچیدندی و شیخ هنوز طرحی در خور استعداد خود نتوانستندی ارائه کنندی.
مرید نیز که مانند مجسمه خشک شده بودندی با صدایی لرزان گفت یا شیخ خشتک جد و آبائمان...