آورده اند که:
شیخ با جمعی از مریدان د ر راه همی شدند و به دشتی رسیدند بس دلنشین و زیبا!
که مناظری داشت بس شگرف از گل و بلبل و درخت و علف و ...
به ناگاه چشم شیخ به گاوی که مشغول چریدن بود افتاد و سخت گریست!!
مریدان که خاطر شیخ را مشوش دیدند خشتک به هوا کرده و بنای زاری سردادند که یا شیخ این چه...