وقتی یاش از اوتوز گذشت انسان لاجرم در حقیقت روزمره غرق میشه و از خیال کمیفاصله میگیره... بگذریم یوخ؟
من معذرت میخواام ولی چون ادم کم خواهی هستم و از تعریف خودم حتی اگر بالواقع باشه میترسم.. واسه همین زود واکنش نشون میدم..منو ببخش.. من کمی بدبرخوردم..همون غیر ادبی بودنم..من الان دادمادرس دقیق رو...
وای اگر این تمجید ها این تعریف ها این هندونه ها نبود پادشاهان و ولایت فقیه ها هم در امر کشور داری مستاصل میموندن مریم... مرسی مرسی کی بهت گفته من ضعف تعریفی دارم بسیار خوشنودم نمودی
من در منطقه ای زندگی میکنم که در محل برخورد چندین جبهه هوایی قرار داره واسه همین انتظار هوای ابری دور از ذهن...
من هم خسته بودم.. و کلی کمپرس و دپرس و هر چی پرس..
کار کردمکار ورانندگی و بیگاری و یه ناهار در حین فرار خوردم.. و باز کار و رانندگی.. و شب که دیدم ابریه و ماه هم هم حتی تو اسمون نیسست بی حوصله و خواب الود شدم و رفتم و دیگه نیومدم.. من خواب یک میلیون گونی خخالی رو هم میخوام ببینم.. دونه ای 100...
لرد با تیریپای دیگه حال میکنه.. بساطاون جداست.. اون با گرد شیرینی نعشه نمیشه..
باید بهوقت رفتن پرسید ازش..
وای مگه مهران نمیدونستی که کشتی کار کرده اون قدره نفس کم نمیراه و این نمایشنامه تو کاملا غلط از ااب در میاد اون دنبالت میکنه سر هردومون رو تو چشمه خنک میکنه.. بعد دست به کمرم بالا سرمون...
سلام خانم مدیر احوال شما.. من بی هیچ در رویی اینجا درگیرم.. بیشتر باخودم.. اینروز هام از همه گله دارم
من از شمام گله دارم..
به اون نوشته ها اهمیت ندید.. دوست خیلی خیلی خیلی قدیمی.. امید که شما هم خوب و خوش و سلامت باشید...ارزوی موفقیت تنها کاریه که بلدم:gol: :gol:
سلام یوهنا جان..
زیاد اینورا نچرخ دپرس میشی ها..
ادم سرزنده ای هستی و من غم افزا..
دیشب رو باز از ذهنت پاک کن تموم شد.. ابرارو هم فوت کن برن..
قشنگ بود شعرت مرسی
چزا هستم منهم هستم..
من یه شاکر و حداقل خواهم که همون حداقل هارو هم نمیتونم ببینم.. نمیتونم دیگه ایواییییی
---------
حس مي کنم که وقت گذشته ست
حس مي کنم که " لحظه" سهم من از برگ هاي تاريخ ست
حس مي کنم که ميز فاصله ي کاذبي ست در ميان گيسوان
من و دست هاي اين غريبه ي غمگين
حرفي به من بزن
آيا کسي که...
چن بار بگم که تو اون بالا ها هم دستی داری..
ما سیب ممنوعه خوردیم تو بیگناه و پاکی.. حتما که دستت میرسه..
یه راز برای تحمل این دوری بگم.. :
اون اینه که:اصلا بهش فککر نکن
هیچ نکته مثبتی تو دنیا ی واقعی وجود نداره یوهنا جان ..اگر اگر نخواهیم به حداقل ها امیدوار باشیم..
از من بپذیر این شعر رو.. و شعرت هم زیبا و محشر بود مرسی..واقعا مرسی..
دلم گرفته است
دلم گرفته است
**
به ايوان ميروم و انگشتانم را
بر پوست کشيده ي شب مي کشم
چراغ هاي رابطه تاريکند
چراغ هاي رابطه...
باشه باور کردم..باور کردم..
ولی این رو بازم میگم حتی اگر به بدترین روز هم بیفتی کسی جز خودت به تو کمک نخواهد کرد... ای بابا باز که از عموغلویی بودن افتادم..
اره همون که گفتم...