نتایح جستجو

  1. مشاعرۀ سنّتی

    مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابروجهان پر فتنه خواهد شد از آن چشم و از آن ابرو
  2. رد پای احساس ...

    مرا به ذهنت نه !... به دلت بسپار... من از گم شدن در جای شلوغ می ترسم.
  3. رد پای احساس ...

    چقـدر محکـم احساس ِدوست داشتن را مشت کرده ای خود ِتو هم باور نداری که این مشت خالی ست . . باز کن مشتت را قول می دهم با هم تعجب کنیم !
  4. گفتگوهای تنهایی

    رفتن ، همیشه رفتن نیست. گاهی نشسته ای روی مبل . لیوان چای را گرفته ای دستت وحتی شاید درجواب حرف های کسی سر تکان می دهی. شاید سر کلاس باشی یا حتی ... شاید پشت پنجره بهار باشد شاید پایت روی برف های ترد زمستان باشد. مهم نیست . وقت رفتن که برسد ، خودت می فهمی. نه بال لازم است نه بلیط...
  5. رد پای احساس ...

    از من نخواه شبیه بچگی های تو باشم ... بزرگ شدم ... نفهمیدی ؟ وسط همه ی بازی های کودکانه .... لوس شدنهای اعصاب خورد کن شدم ... " این " نخواه هر روز صبح و شب بوسه ات دهم تا باورت شود دوستت دارم نخواه با نوازش موهایم ...دروغ های گنده ات را فراموش کنم ...و بخوابم .. بزرگ شدم... شاید دیر باشد که...
  6. مشاعرۀ سنّتی

    مرا از ياد خواهي برد ...ميدانم و ميدانم كه ميداني... كه از يادم نخواهي رفت....
  7. مشاعرۀ سنّتی

    نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد ! نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . . دست ِ قاضـــــــــی داد ! نباید بی تفاوت ! چتر ماتـــــــــــــــــم را . . . به دست ِ خیــــــــــــــــس ِ باران داد ! کبوترها که جز پرواز ِ آزادی نمی خواهند ! نباید در حصار ِ میـــــــــــــله ها . . . با دانه ای...
  8. مشاعرۀ سنّتی

    مداد برداشتی طرح مرا نه آنگونه که هستم همانگونه که می خواستی کشیدی تمام بهانه رفتنت ! ... این است که عوض شده ام ... مداد را بر می دارم طرح تو را همانگونه که هستی میکشم میتوانی بروی ...!
  9. رد پای احساس ...

    نامه ای بر اب و باد وای كه چقدر سر انگشت خسته بر بخار شیشه این پنجره ها كشیدم و..... تو نیامدی نیامدی تا ببینی بی توچه تنهایم نیامدی تا شاید وجدانت راحت بماند نیامدی تا نشونی تمام وجودم فریاد می زد بی معرفت ترین معشوقه ی دنیا هستی تا یادت نیاید روزگاری كه تمام دنیایم بودی
  10. به او گفتم: غمگین ترین ترانه را برایم بسرا چشمانش را بست و آرام آرام گریست...گریست

    به او گفتم: غمگین ترین ترانه را برایم بسرا چشمانش را بست و آرام آرام گریست...گریست
  11. مشاعرۀ سنّتی

    تو چه دانی چه بگویم؟ غم دل با که توانم گفتن ز چه نالم؟ که درونم غوغاست
  12. هت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه...

    هت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهتقول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمهسکوت...
  13. کسی که در خانه ات را کوبید من نبودم کسی که به تو سلام داد من نبودم کسی که سال‌ها عاشق تو بود و...

    کسی که در خانه ات را کوبید من نبودم کسی که به تو سلام داد من نبودم کسی که سال‌ها عاشق تو بود و هر کجا که می‌رفتی دنبالت می‌کرد دروغ گفتم من بودم!. من همان بودم که تو هیچ وقت نخواستی ببینی. با این حال آری!من بودم که عاشق تو بودم هنوز هم عاشقت هستم حالا این را با صدای بلند فریاد می‌زنم وتو گریه...
  14. مشاعرۀ سنّتی

    نمیدانی غزل هایت برای من یه درمان است نمیدانی که چشمهایت برای من یه دنیاست..
  15. مشاعرۀ سنّتی

    یارب ز شراب عشق سرمستم کن در عشق خودت نیست کنو مستم کن از هر چه جز عشق خود تهیدستم کن یکباره به بند عشق پابستم کن..
  16. مشاعرۀ سنّتی

    دوستت دارم» را من دلاویزترین شعرجهان یافته ام این گل سرخ من است. دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق که بری خانه دشمن که فشانی بر دوست،
  17. بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    ممنون شعرتون فوق العاده بود..........
  18. مشاعرۀ سنّتی

    دو دلم اول خط نام خدا بنویسم یا که رندی کنم و نام تو را بنویسم همه یک گفتم و دینم همه یکتایی بود با کدامین قلم امروز دوتا بنویسم
  19. رشتتون چقدر واستون مهمه؟

    نگفتی از کجایین؟؟؟؟؟؟؟/
  20. رشتتون چقدر واستون مهمه؟

    نیدونم............همچین حسی دارم..باید چیکار کنم؟؟ شما هم ازدیار کریمانین؟؟؟؟؟؟؟؟/
بالا