نتایح جستجو

  1. مشاعرۀ سنّتی

    یکنفر در هـمین نزدیکــی ها چــيزی به وسعت یک زنــدگی برایت جا گذاشته است خیالـــت راحت باشد آرام چشمهایت را ببــند یکنفر برای همه نگرانـــــی هایت بیــدار است یکنفر که از همه زیبایی های دنیــاتـنهـا تـــو را بـــــاور دارد ...
  2. گفتگوهای تنهایی

    با خیال دیگری می رفت و منه ساده .. چه عاشقانه کاسه ای آب پشت سرش خالی میکردم ...
  3. رد پای احساس ...

    دور دنیا در هشتاد روز چرخیدن اعجاب انگیز نیست!!!!!!!!!!!؟ وقتی مـن روزی صد بار عاشقانه دور دنیا می چرخم ...! دور دنیای خودم دور آغوش تــو دور مردی که دوستش دارم...
  4. دست‌نوشته‌ها

    بی خدا حافطی رفتی... بی آنکه بدانی در نبودنت چه میشکم... حالا من اینجا ثانیه ها را می شمارم که تو بازگردی.. بقیه میگن:"انکس که رفته دیگه رفته...برگشتنی تو کارش نیست..." ولی من باور نمیکنم که تو دیگر نمی ایی....نمیدونم شاید بذاری پای حساب ساده بودن...اری من ساده دلم...همون ساده دلی که تو میگفتی...
  5. جمله های كوتاه با يك دنيا معنا

    اینکه بگویی دوستش داری .... با اینکه بفهمد دوستش داری ؛ فرق بزرگی دارد ... !!!
  6. کام نگاه

    گاهی وقت ها سکوت همان دروغ است..! فقط شیک تر مؤدبانه تر و با مسئولیت کمتر
  7. رد پای احساس ...

    چقدر خوشحال بود شیطان وقتی سیب را چیدم گمان میکرد فریب داده است مـرا نمیدانست تــو پرسیده بودی : مـرا بیشتر دوست داری یا ماندن در بهشت را ...! و مـن عشق تــو را انتخاب کردم جانکم بهشت ارزانی دیگران
  8. مشاعرۀ سنّتی

    میخواهم پیچکی شوم وحشی بپیچم به پروپای ثانیه هایت تا حتی نتوانی لحظه ای ... بی مـن بودن را زندگی کنی
  9. گفتگوهای تنهایی

    هیچ ماشینی به مقصدِ تو نمیرساندَم. مسافرکِشها هم فهمیده اند خیالی بیشْ نبوده ای
  10. کام نگاه

    فراسوی قله های خیال من در پروازی آنقدر دور که در دنیای باور من نمی گنجی دست های نیازم را اگر تا ثریا بالا برم باز هم به قدمگاه پاک تو نخواهد رسید اگر همه ی چشم ها برایم چشم امید شوند به ناجی ای نارسیده باز هم با این حال ! همچنان در آغوش آرزوهای منی ومنتظرت می مانم!!!
  11. مشاعرۀ سنّتی

    از این نگاه خسته ام پیداست بی تو نفس کم مانده دل غوغاست ای نازنین قصه های دور هرجای دنیایی دلم آنجاست............
  12. کوچه های تنهایی

    هیچ وقت " بی خداحافظ " کسی را ترک نکن.. نمی دانی.. چه درد بدی است پیر شدن در خم کوچه های " بی خداحافظ "!
  13. گفتگوهای تنهایی

    چند ساعتی می شود که زیر باران نشسته ام ، تا شاید اندکی از تـنهایـیـم را بشوید و با خود ببرد ... ولی انگار که بی فایـده است ! تنهایی در خود باران است ، و در تمام آوازهایی که زیر لب زمزمه می کنم، به یاد تو ، رفـتـه ً دیـــــــر و دور ... گویی راست می گفت سهراب : "...
بالا