چه دیر به دیر به خواب زندگیام میآیي!
نمیدانی که من دلواپسیهایم را
با رویاهای تو رنگ میزنم؟!
نمیدانی که اندوهم
با خیال تو میآمیزد...
تا غزل غزل ترانه شود؟!
تو خوب میدانی
که در اندوه فاصله
پنجرهی اتاقم باز نمیشود
حتی،
تا هوای تازه بنوشم...!
با توام با تو خدا
يك كمي معجزه كن
چند تا دوست برايم بفرست
پاكتي از كلمه
جعبه اي از لبخند
نامه اي هم بفرست
*
كوچه هاي دل من
باز خلوت شده است
قبل از اينكه برسم
دوستي را بردند
يك نفر گفت به من
باز دير امده اي
دوست قسمت شده است
با توام با تو خدا
يك دل قلابي
يك دل خيلي بد
چقدر مي...
خدای من!
خواندمت, پاسخم گفتی
از تو خواستم, عطایم کردی
به سوی تو آمدم, آغوش رحمت گشادی
به تو تکیه کردم, نجاتم دادی
به تو پناه آوردم, کفایتم کردی
خدایا!
از خیمه گاه رحمتت بیرونمان نکن
از آستان مهرت نومیدمان مساز
آرزوها و انتظارهایمان را به حرمان مکشان
از درگاه خویشت ما را مران.
خدای من!
خواندمت, پاسخم گفتی
از تو خواستم, عطایم کردی
به سوی تو آمدم, آغوش رحمت گشادی
به تو تکیه کردم, نجاتم دادی
به تو پناه آوردم, کفایتم کردی
خدایا!
از خیمه گاه رحمتت بیرونمان نکن
از آستان مهرت نومیدمان مساز
آرزوها و انتظارهایمان را به حرمان مکشان
از درگاه خویشت ما را مران.
خدای من!
خواندمت, پاسخم گفتی
از تو خواستم, عطایم کردی
به سوی تو آمدم, آغوش رحمت گشادی
به تو تکیه کردم, نجاتم دادی
به تو پناه آوردم, کفایتم کردی
خدایا!
از خیمه گاه رحمتت بیرونمان نکن
از آستان مهرت نومیدمان مساز
آرزوها و انتظارهایمان را به حرمان مکشان
از درگاه خویشت ما را مران.
خدای من!
خواندمت, پاسخم گفتی
از تو خواستم, عطایم کردی
به سوی تو آمدم, آغوش رحمت گشادی
به تو تکیه کردم, نجاتم دادی
به تو پناه آوردم, کفایتم کردی
خدایا!
از خیمه گاه رحمتت بیرونمان نکن
از آستان مهرت نومیدمان مساز
آرزوها و انتظارهایمان را به حرمان مکشان
از درگاه خویشت ما را مران.