سلام احوال شما..
خب من خیلی وقته زدم.. زیاد چیزی یادم نمونده.. جز اینکه بعد نصب یه پسورد برا ورود میخواد که همانا admin میباشید.. بعدشم که تمام کارا تو خودش قابل تغییره.. فکر کنم اولشم هم خودش سیستم عامل رو هدف میگیریه و جزو دیپ فریز قرار میده..
از نظر کارایی این رو بگم که یک سال تمام بدون...
سلام م م م م م ثنا دوست من!!!
خوبی عزیز؟
ای بابا من که از خدا مه برم پیش اسحاق دار و ندارش رو بصورت شیرینی بالا بکشم ولی نمیشه خب باور کن نمیشه... اگه اونچا میتونستم برم اولش میومدم ببینم وضعیت تحصیلی دختر عمو ثنام در چه حاله دیگه...
نگران نباش هر چی بود گذشت ..
پزشکان تجویز کردند که باید باز...
حاجیت هم تحفه ای نیستا اینقدر داری بالا پایین میپری. بیا ببرش.. اصلا خوشم نمیاد از این لوس بازیاش..
ای بابا آللاه بگم چیکارت نکنه..قیز.. ول کن باشه..
ولی اگه بخوام در وصف تو بنویسم که قصیده ها خود به خود ترک بر میدارن از بس که پر از حجم ثقیل کلمات حقیقت گوی من میشن.. آی آی آی
مردی به مولا..
یوهویی رفتی فهمیدم چیزی شده.. برمیگردی..
خدا خیرت بده ملینا عجب شبی بود.. همش رویا بود ولی کل اینجام رویاست ولی ما دیگه همین چیزا همین دوستان رو داریم دیگه. و باهاشون زندگی میکنیم.. ا... اکبر
وای دده راست میگی.. من خبط بزرگی کردم..
همینجا در حضور همه کسایی که دارن میان و میرن به صفحت داد میزنم که یو---هن---نا من رو ببخش من شرمندتم..
اشتباه از من بود.. فقط خودم رو از زاویه ای که دوست داشتم دیدم.. چشام کاسه خون بود و هیچ خوبی ای از دیگران رو نتونستم ببینم.. مثل یه بز سرم رو انداختم و...
منم میشدم خواجه حرمسرات.. وای خدا فهمیده و نذاشته پسر باشی.. باز دوره قاجار و قجری از نو شروع میشد.. باید یه استخر هم میساختی با معماری ای که خودت بلدی..
اون دو خط اونقدر تاثیر گذاشت که میخواستم عین قناری بشم و خودم رو به دست گربه بدم تا منو بخوره.. خیلی ولی بهم برخود کلی چیز شدم..
فرقم از نظر برتری نیست بلکه برعکس از نظر دونی بودنه.. خب من زود بر میخوره زود ناراحت میشم.. انتظار بیمورد زیاد دارم و کلی بدی های دیگه ..
حاج خانممممممممممم؟
میدونی لفظ بیانت کلا عوض شده بود..
تو با تو پ پر اومده بودی..
میدونم که اهل یالان نیستی پس تو بگو چی شده بود..
من جا خوردم قیز.. یهو با اون کلمات قلمبه سلمبه جوابم رو بعد از دوروز دادی..
گفتم که من رو فکر کن مثل دیوونه ای که لباس مخصوص بهش میپوشونند اومدن و بردن.. این بود که...
وای خوبه تو پسر نشدی وگرنه هر چار زنت به مرگی مشکوک میمردن.. ولی راست میگیا چرا این به ذهن خودم نرسید.. حتی اگنس هم چوب همین سوادش رو خورد و طلاقونده شد
یعنی چی نداره تو منو فروختی تو منو به یه دسته جو فروختی رفت دیگه.. بعد روزها بدبختی و دوری و آوارگی اومدم حالا میای برام دو خط جواب میدی.. اونم در حالی که جوهر نوشته ام به تو هنوز خشک نشده./؟
تو نگفتی بچه ای ولی من که میدونم این وسط یه چیزی شده و داری با کسی دعوا میکنی و براش بشقاب پرت میکنی...
ایوای خدا مرگم بده.. نبینه رباب این حرفارو.. البته نت بلد نیست خب.. ولی میگن بدخواهام..
اگنس رو نگفتم مگه.. ؟ از زندگی تو شرایط بزی اینجا راضی نبود.. منم طلاقش دادم رفت وطن خودش.. الان تو آمریکا داره پاپ کرن میفروشه.. اونروز کلی برام ام ام اس زده بود بیا منو بگیر ببر همون خراب شده خودت.. گفتم...