خب خداروشكر....ايشالا به سلامتي و دل خوش
چرا نميتوني ادامه داستان رو بنويسي...اگه هفته ايي سه چهارتا پست هم بزني كافيه داداش...عجله كه نداريم...الان مدتهاست بلا تكليف مونده..
اي جان زهرا جان...من پستم رو صبح نوشتم...بعد رفتم دنبال اميرعلي ...الان كه ساعت دو هست ارسالش كردم...شرمنده خانومي پستت رو نديده بودم....مرسي از زحمتي كه كشيدي عسلم...