نتایح جستجو

  1. .:ارمیا:.

    نه فعلا دارم فکر میکنم......عصبیم هستم!!نورونام به هم گره خورده...:Dامروز حالم بده به زور تاحالا...

    نه فعلا دارم فکر میکنم......عصبیم هستم!!نورونام به هم گره خورده...:Dامروز حالم بده به زور تاحالا تاب آوردم...به شوخی بلغور کردنام نگا نکن...
  2. .:ارمیا:.

    میخوای ادامه بده...منو که میشناسی کم نمیارم!:D حالا نظرت درس شد یا بیام درسش...

    میخوای ادامه بده...منو که میشناسی کم نمیارم!:D حالا نظرت درس شد یا بیام درسش کنم؟!!:biggrin::neutral: شوخیدم...حالا یه کاریش میکنم... مثلا...دور گردن اون یارو تو آواتارم چفیه میندازم!!:D فعلا...
  3. .:ارمیا:.

    از گریمش خوشمان میاد...خودمو میکشما....!!!:biggrin: خیلی دوسش دارم...خودمم همیشه نقاشیام این...

    از گریمش خوشمان میاد...خودمو میکشما....!!!:biggrin: خیلی دوسش دارم...خودمم همیشه نقاشیام این ریختیه!!:) آخه باحالتر از این گریم؟؟!!:D
  4. .:ارمیا:.

    نمیدونم چراهمه فکر میکنم چون عقاید مذهبی دارم باید حتما آواتارم مذهبی باشه...من دوس ندارم وقتی...

    نمیدونم چراهمه فکر میکنم چون عقاید مذهبی دارم باید حتما آواتارم مذهبی باشه...من دوس ندارم وقتی وارد بحثی میشم همه ازم یه پیشفرض خاص داشته باشن...وگرنه آواتارمو عکس شهید آوینی میذاشتم که مریدشم!!بچه مسلمون باید سیاس باشه...:smile:
  5. .:ارمیا:.

    راستی عکس مبتذل که نیست...ای خدا!!!:cry::razz:

    راستی عکس مبتذل که نیست...ای خدا!!!:cry::razz:
  6. .:ارمیا:.

    مگه اواتار گذاشتنم شان میخواد؟!!من چون دوسش دارم گذاشتم...قبلا هم همین بود!من شانو در آواتار...

    مگه اواتار گذاشتنم شان میخواد؟!!من چون دوسش دارم گذاشتم...قبلا هم همین بود!من شانو در آواتار نمیبینم...!!تازه شانمون کجا بود منم یه جوونم مثل بقیه!دوست ندارم آواتارمو علم کنم تا زرتی عقایدم بر ملا بشه!در واقع دارم تقیه پیشه میکنم:D
  7. .:ارمیا:.

    پیغام قرمزرو بخونین!!باور کنین خیلیا تو پ.خ و ... اظهار کردن با دیدن آواتار من شبا خوابشون...

    پیغام قرمزرو بخونین!!باور کنین خیلیا تو پ.خ و ... اظهار کردن با دیدن آواتار من شبا خوابشون نمیبره!!تازه بعضیا ملتمسانه ازم خواستن که عوضش کنم ولی من فقط واسه ایام فاطمیه عوضش کردم!!!حالا شما چی میترسین؟!
  8. .:ارمیا:.

    چی شده دوست محترم؟!!:surprised:

    چی شده دوست محترم؟!!:surprised:
  9. .:ارمیا:.

    شهید شدن یعنی؟!

    آنگاه که دو دلداه به هم میرسند و عاشق به وصال معشوق میرسد و بنده ی خاکی به جمال زیبای حق نظر می افکند و محو تماشای رخ یار میشود،آن هنگام را جز شهادت چه نام دیگری میتوانیم داد؟! شهادت خلوت عاشق و معشوق است... شهادت تفسیربردار نیست... آی آنانی که در زندان تن اسیرید!!به تفسیر شهادت ننشینید که از...
  10. .:ارمیا:.

    ممنون از تاپیکهای زیبا و به موقعتون!!:gol:

    ممنون از تاپیکهای زیبا و به موقعتون!!:gol:
  11. .:ارمیا:.

    بیشتر تفکرات و عقاید دکتر علی شریعتی رو می پسندید یا آیت الله مطهری؟

    گل گفتی...کلا ماها همگی با هم منطقی فکر میکنیم!! :D
  12. .:ارمیا:.

    [IMG]

    [IMG]
  13. .:ارمیا:.

    بیشتر تفکرات و عقاید دکتر علی شریعتی رو می پسندید یا آیت الله مطهری؟

    :surprised:.............:eek:!!!! چی میبینم؟!!دوتا آدم بزرگی که کاراشون اصلا در یک حوزه نیستو دارین با هم مقایسه میکنین؟!!عجبا!!اینجوریشو ندیده بودم! مثل مقایسه ی شیخ فضل الله نوری با عارف قزوینیه!!استارتر عزیز در انتخاب عناصر نظر سنجی دقت کن خواهشا...این موضوع جای بحث نداره ب نظرم!!
  14. .:ارمیا:.

    ممنون عزیزم! چه گیگیلیه!!

    ممنون عزیزم! چه گیگیلیه!!
  15. .:ارمیا:.

    [IMG]

    [IMG]
  16. .:ارمیا:.

    [IMG]

    [IMG]
  17. .:ارمیا:.

    سلام..رو چشم عزیزم! منم دعا لازم شدم....!!

    سلام..رو چشم عزیزم! منم دعا لازم شدم....!!
  18. .:ارمیا:.

    من سوختم وقتی در خانه خدا، در خانه قرآن، در خانه‏ی نجات، در خانه تو به آتش کشیده شد. من در خود...

    من سوختم وقتی در خانه خدا، در خانه قرآن، در خانه‏ی نجات، در خانه تو به آتش کشیده شد. من در خود شکستم وقتی در بر پهلوی تو شکسته شد. وقتی تو فضه را صدا زدی، انسانیت از جنین هستی سقوط کرد. خون جلوی چشمان مرا گرفت وقتی گل میخ‏های در، از سینه‏ی تو خونین و شرم‏آگین درآمد. من از خشم کبود شدم وقتی...
  19. .:ارمیا:.

    من سوختم وقتی در خانه خدا، در خانه قرآن، در خانه‏ی نجات، در خانه تو به آتش کشیده شد. من در خود...

    من سوختم وقتی در خانه خدا، در خانه قرآن، در خانه‏ی نجات، در خانه تو به آتش کشیده شد. من در خود شکستم وقتی در بر پهلوی تو شکسته شد. وقتی تو فضه را صدا زدی، انسانیت از جنین هستی سقوط کرد. خون جلوی چشمان مرا گرفت وقتی گل میخ‏های در، از سینه‏ی تو خونین و شرم‏آگین درآمد. من از خشم کبود شدم وقتی...
  20. .:ارمیا:.

    من سوختم وقتی در خانه خدا، در خانه قرآن، در خانه‏ی نجات، در خانه تو به آتش کشیده شد. من در خود...

    من سوختم وقتی در خانه خدا، در خانه قرآن، در خانه‏ی نجات، در خانه تو به آتش کشیده شد. من در خود شکستم وقتی در بر پهلوی تو شکسته شد. وقتی تو فضه را صدا زدی، انسانیت از جنین هستی سقوط کرد. خون جلوی چشمان مرا گرفت وقتی گل میخ‏های در، از سینه‏ی تو خونین و شرم‏آگین درآمد. من از خشم کبود شدم وقتی...
بالا