رفیق کاش این حرف اخرت رو جور دیگه ای میگفتی همش با این کلمه میخوای عذاب بدی...
مزاحمت مفهومی نداره برام.. برو به سلامت.. انشاللاه بهتر شی منم برم سکایپ بازی کنم
با پسر عموی من کاری نداشته باشششششششششششششششش
من روش تعصب در حد مرگ دارم میام میکشمت اگه ببینم بار دیگه کمترین حرفی بهش زدی ها... اون بابه کارش از دویست گذشته..
تو میخوای همه گذشته من رو پاک کنی :cry:
من نمیام پیشت کار کنم میزنی دکوراسیونم رو خراب میکنی.. نمیزاری نفس بکشم من میدونم
مهربون باش...
عزیزم کی دعوات کردم اخه؟ میگم حالا کاریه که شده... به هیشکی هم رب ط نداره اگرم کسی صداش در بیاد با همین چنگک قصابی چ
چشاش رو اویزون میکنم به دیوار همسایه...
اسحاق داره میره روستا زندگی کنه.. اونم ترک میکنه یه روز.. شاید بریم باهم گیتار بزنیم.. منیگه منم برم پیشش گفتم باید از سپید اجازه بگیرم.. در ضمن باید ای دی اس ال داشته باشم.. ببینم این دختره چیکار میکنه.. که گفت ای دی اس ال نیست اونجا منم هنوز دل در هوام
تو یه کم قاطی نیستی.. خیلی.... خوبی یعنی..
باشه خب.. آخه مشوق های لازم رو هنوز بهم ندادی.. جاش چیکار کنم اگه کلا بزارمش کنار؟ اسپاو ترکش کرد میدونستی؟
افشین مگه باهام پدر کشتگی داره که اینجوری تبریک میفرسته از 100 تا فحش بدتره من نمیخوام کادوش رو..
چیکار میتونم بکنم ؟
هنوز باید درسام تموم بشه اول.. بعد فکر کنم الان هیچ فکری به فکرم نمیرسه.. فکر بارون شدم.. ها...
هیچی بابا گفتم خوشی الان یعنی کوکی توپی کاردرستی بیستی دویستی
حالت رو میپرسم حالم رو میگیری چرا؟
هیچی نمیخواد کاری بکنی... بشین و خوش باش
هیچی داشتم آوازه ناننان نای نان نای رو میخوندم فقط.. من مگه میتونم رو تو دست بلند کنم فحش بدم دختر...
ولش کن الان خوبی؟ سر حالی