باشه.. من دیگه گیر نمیدم دیگه نمیرم تو بعدی که تو نفهمی.. خوب شد...؟
آره من رسالت به اون بزرگی دارم ولی سنگینی اون رو به تنهایی نمیتونم به دوش بکشم باید چون تو یار و رفیق شفیقی باشه که کمکم کنه یوخسا که زیر این بار بئلیم سینار..
باشه این گفته ت چیزی به ذهنم تراووند.. بعدن میفهمی...
[IMG]
الان زهلم گئتمیشیغیم اینقدر شده...
بابا من ذهن سورئالیستی فی البداهه گویی دارم که مطالب جدید در پس و شاید میون نوشته های دیگه ام میاد.. اولش رو که فهمیدی چی شد یوح.. برا چی گفتم؟ بقیش هم به سبب همون بحث ادامه پیدا کرد دیگه... آللاه و اکبر ها.. باور ائله اگر تصمیم بر اوجور توتاسان من دا...
برو ولی اگه گفته ات با واقعیتی برابری کنه.. نه من نه سن.. کاری نمیتونم بکنم جز خودکشی دیجیتالی..
باشه به سلامت .. شب درازی بود.. کلی تو تایپیک سبز خندیدم.. نمیدونی که با ی بای
نه چرا ناراحت؟
اگه ناراحت بشین که میدونی من چقدر حساسم الکی به این چیزا..
بد شانسی اینه که من الان رفتم از بین 10 تا سیب دو تا برداشتم اوردم اتاق و یکیش کرمو در اومد..
هن چوخ چوخ چوخ