ای مرا آزرده از خود ، گر پشیمانی بیا
نغمه های ناموافق گر نمی خوانی بیا
تا که سرپیچیدی از راه وفا ؛ گفتم : برو
جز وفا اکنون اگر راهی نمی دانی ، بیا
یکنفس با من نبودی مهربان ای سنگدل
ز آنهمه نامهربانی گر پشیمانی بیا
تاب رنجوری ندارم در پی رنجم مباش
گر نمی خواهی که جانم را برنجانی بیا
خود تو دانی...