روضه خلد برین خلوت درویشان است-----مایه محتشمی خدمت درویشان است
گنج عزلت که طلسمات عجایب دارد------فتح آن در نظر رحمت درویشان است
قصر فردوس که رضوانش به دربانی رفت -----منظری از چمن نزهت درویشان است
آن چه زر میشود از پرتو آن قلب سیاه-----کیمیاییست که در صحبت درویشان است
آن که پیشش بنهد تاج...