نتایح جستجو

  1. solar flare

    داستانهای زیر کرسی

    از پيرمرد رخصت خواست شب رو اونجا باشه از احوالاتش تعريف كرد و از خوابي كه ديده بود وبه پيرمرد گفت كه راهي طولاني اومده و هر چه داشته در اين مدت تمام كرده پيرمرد به ميرزا گفت: تو كار خوبي كردي من فكر ميكنم خواب تو حقيقت باشه و قرار بر اين شد كه ميرزا علي مدتي در مزرعه پيرمرد كار كنه و پولي رو كه...
  2. solar flare

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    يه بقچه با يه كم آذوقه برداشت و به راه افتاد تا بخارا بايد پياده ميرفت چون تنها اسبي كه داشت فروخته بود چند روزي ميشد كه ميرزا علي راه افتاده بود آذوقه و پولي كه داشت تموم شده بود نزديكاي شب به دهي رسيد خوشحال شد و با خودش فكر كرد اگه بتونم اينجا شب بخوابم و صبح واسه كسي كار كنم ميتونم با پولي...
  3. solar flare

    داستانهای زیر کرسی

    يه بقچه با يه كم آذوقه برداشت و به راه افتاد تا بخارا بايد پياده ميرفت چون تنها اسبي كه داشت فروخته بود چند روزي ميشد كه ميرزا علي راه افتاده بود آذوقه و پولي كه داشت تموم شده بود نزديكاي شب به دهي رسيد خوشحال شد و با خودش فكر كرد اگه بتونم اينجا شب بخوابم و صبح واسه كسي كار كنم ميتونم با پولي...
  4. solar flare

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    خب داستان تا اونجا رسيد كه ميرزا علي اسب شو ميخوتد بفروشه و بره بخارا دنبال گنج بله ميرزا علي اسبش رو فروخت و بار سفر بست كه بره از خدا ميخواست كمكش كنه تا بخارا فاصله زيادي بود
  5. solar flare

    داستانهای زیر کرسی

    خب داستان تا اونجا رسيد كه ميرزا علي اسب شو ميخوتد بفروشه و بره بخارا دنبال گنج بله ميرزا علي اسبش رو فروخت و بار سفر بست كه بره از خدا ميخواست كمكش كنه تا بخارا فاصله زيادي بود
  6. solar flare

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    من بقيه داستانو ميگم وميرم كه بخوابم چون فردا ميرم دانشگاه كه از اينجا 70 كيلومتر فاصله داره و بايد زود بيدار بشم :smile:
  7. solar flare

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    خوش به حالتون پس هنوز صفاي قديما تو خونه شما جريان داره
  8. solar flare

    چرا تو عشق نداري؟

    اگه بهش بگي دوسش داري مطمئن باش ميره اگه حتي از نگاهت بفهمي عاشقي بازم ميره اگه ميخواي بمونه واسه هميشه عاشق نباش
  9. solar flare

    شخصیت شناسی براساس مدل دندان‌ها!!

    مرسي مليسا جون من مورد اولم و كاملا هم درست نوشتيد
  10. solar flare

    دست‌نوشته‌ها

    حق با شماست اما من از عشق تعبير متفاوتي دارم عشق يعني شور زندگي نه علاقه به يك موجود خاكي عشق يعني علاقه به كسي كه شور نفس كشيدن به ما بخشيده عشق فقط لايق يك لامكان و لازمانه كه در خدا خلاصه ميشه حافظ هم عاشق يه موجود خاكي نبوده اما شعرهاش همه بوي غم داشتن و گاهي شادي براي وصل البته اين نظر...
  11. solar flare

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    شرمنده اگه زياد خمار موندي همه قصه رو پس بده فردا شب ميدم بهت;) البته شوخي كردم اينم ترفنديه كه شما بموني تو خماري و ف ردا شب هم بيايي و زير كرسي ما بيشتر گرم باشه اين طوري جمع ما بيشتر ميشه و همه هر شب يه سري به زير اين كرسي ميزنن
  12. solar flare

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    آرامش جان عزيزم من خوابم مياد باور كن از صبح پاي كامپيوترم اما قول ميدم فردا شب تمومش كنم شب بخير
  13. solar flare

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    خب بقيه داستان بمونه واسه فردا شب آخه قرار بود قصه هام دنباله دار باشن;) شب همگي بخير
  14. solar flare

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    مدتها از اين خواب هايي كه ميرزا علي ديده بود ميگذشت كم كم داشت فراموش ميكرد كه خوابي هم ديده كه دوباره همون خوابو ديد با خودش ميگفت كاش واقعيت داشته باشه آخه اون از حرف مردم خسته شده بود خوابهايي رو كه ديده بود به زنش تعريف كرد تصميم بر اين شد كه ميرزا علي اون اسبي رو هم كه داره بفروشه و خرج سفر...
  15. solar flare

    داستانهای زیر کرسی

    مدتها از اين خواب هايي كه ميرزا علي ديده بود ميگذشت كم كم داشت فراموش ميكرد كه خوابي هم ديده كه دوباره همون خوابو ديد با خودش ميگفت كاش واقعيت داشته باشه آخه اون از حرف مردم خسته شده بود خوابهايي رو كه ديده بود به زنش تعريف كرد تصميم بر اين شد كه ميرزا علي اون اسبي رو هم كه داره بفروشه و خرج سفر...
  16. solar flare

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    ميرزا علي چشماشو باز كرد ديد پاي درخت گردو خوابيده با خودش فكر كرد شايد جاي خوابم بد بوده خواب بد ديدم آخه باورش نميشد كه پدرش گنجي هم داشته باشه چند شب گذشت ميرزا علي دوباره همون خوابو ديد باورش نميشد
  17. solar flare

    داستانهای زیر کرسی

    ميرزا علي چشماشو باز كرد ديد پاي درخت گردو خوابيده با خودش فكر كرد شايد جاي خوابم بد بوده خواب بد ديدم آخه باورش نميشد كه پدرش گنجي هم داشته باشه چند شب گذشت ميرزا علي دوباره همون خوابو ديد باورش نميشد
  18. solar flare

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام دوست دارم قصه امو مثل قديما شروع كنم يكي بود يكي نبود تو يه دهكده مردي زندگي ميكرد با پسرش تمام دارايي اين مرد يك تكه مزرعه و يك اسب بود كه بعد از مرگ پدر اينها به عنوان ارثيه به پسرش ميرزا علي رسيدن اين مرد بيچاره از صبح تا شب كار ميكرد و به سختي ميتونست نون شب زن و بچه اشو تامين كنه در...
  19. solar flare

    داستانهای زیر کرسی

    سلام دوست دارم قصه امو مثل قديما شروع كنم يكي بود يكي نبود تو يه دهكده مردي زندگي ميكرد با پسرش تمام دارايي اين مرد يك تكه مزرعه و يك اسب بود كه بعد از مرگ پدر اينها به عنوان ارثيه به پسرش ميرزا علي رسيدن اين مرد بيچاره از صبح تا شب كار ميكرد و به سختي ميتونست نون شب زن و بچه اشو تامين كنه در...
بالا