نتایح جستجو

  1. solar flare

    دست‌نوشته‌ها

    امشب داشتم براي گذشته ام تن پوش مي بافتم خداياااااااااااااااااااااا من دارم ميتركم اين گذشته لعنتي چرا دست از سرم برنميداره گناه من چيه؟ دستام !چه قدر لاغر شدن از بس براي گذشته هايم گور كندم واي خداي من خيلي تنهام خيلي دلم گرفته چرا اينقدر بدي تو اين دنيا هست چطور ميتونن قسم دروغ...
  2. solar flare

    آقا اجازه؟ عشق یعنی چی؟

    به نظر خودم عشق يعني بسوزي و فقط نگاه كني يعني دردي كه نتوني درمانشو پيدا كني
  3. solar flare

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    چه غروب دل گيري؟ من ميترسم من تنم ميلرزد سردم شده تو اين دنياي بد سردم شده چرا تنهايم نميگذارند چه رنجي واي خداي من من هم بايد با همين غروب خاموش شوم اما نه دست خودم نيست راستي اگر دست خودم بود كه خاموش شوم چه ميشد نميدانم چرا نوشته هايم بوي غم دارند اما چرا ديشب دلم بوي غم گرفت از وجودت تو هم...
  4. solar flare

    آثار هنری من و شما

    منم عكساي زيادي دارم اما متاسفانه آپلود عكس بلد نيستم اگه كمك كنيد خيلي عكس دارم در ضمن همه دوستان ببخشند كه تشكرم فعال نيست
  5. solar flare

    سلام تنهايي عزيز من چند روز بود كه نميتونستم بايم باشگاه ديدم داريد خداحافظي ميكنيد من هم زماني...

    سلام تنهايي عزيز من چند روز بود كه نميتونستم بايم باشگاه ديدم داريد خداحافظي ميكنيد من هم زماني مجبور به ترك باشگاه شدم به خاطر شرايطم اما برگشتم براتون آرزوي موفقيت ميكنم
  6. solar flare

    آقا اجازه؟ عشق یعنی چی؟

    استاد زمين شناسي جا موند من بگم؟ استاد زمين شناسي:عشق يعني خط گسل فعال شده كه هر لحظه احتمال خطر داره:biggrin:
  7. solar flare

    دختر 19ساله ایرانی جوانترین پروفسور زن در دنیا

    ممنون اما تاپيك تكراري بود;)
  8. solar flare

    تنها كساني از زنده بودن لذت ميبرن كه قلبشون با خدا باشه كه ياد خدا آرامش دهنده قلبهاست

    تنها كساني از زنده بودن لذت ميبرن كه قلبشون با خدا باشه كه ياد خدا آرامش دهنده قلبهاست
  9. solar flare

    دوست ندارم زياد كليشه اي حرف بزنم اما بازم ممنون كه منو لايق دوستي ميدونيد سپاسگذارم

    دوست ندارم زياد كليشه اي حرف بزنم اما بازم ممنون كه منو لايق دوستي ميدونيد سپاسگذارم
  10. solar flare

    دوست عزيز خجالتم داديد اميدوارم لايق اينهمه تعريف باشم ممنون شبهاي تموم مردم ايران پر ستاره يا حق

    دوست عزيز خجالتم داديد اميدوارم لايق اينهمه تعريف باشم ممنون شبهاي تموم مردم ايران پر ستاره يا حق
  11. solar flare

    سلام مجدد ممنون كه داستان منو لايق تشكر ميدونيد براي فردا شب كه احتمالا كار خاصي نداشته باشم سعي...

    سلام مجدد ممنون كه داستان منو لايق تشكر ميدونيد براي فردا شب كه احتمالا كار خاصي نداشته باشم سعي ميكنم با داستان بهتري به جمع گرم صميمي دوستان بيام باز هم از بابت تاپيك خوبتون ممنونم
  12. solar flare

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    بله گمان كنم اسمش كيمياگر باشه اما تنهايي عزيز اون كتاب اقتباصي از اين داستان قديمي ايرانيه موفق باشيد
  13. solar flare

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اميدوارم از قصه خوشتون اومده باشه من ديگه بايد برم براي تمام جوانان مملكت آرزوي شادي و پيروزي دارم شب خوش ;)
  14. solar flare

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    ميرزا علي 2 روز ديگر در راه بود تا به بخارا رسيد تازه وارد شهر شده بود كه جارچي هاي شهر جار زدن كه توي شهر دزدي شده و دزد هم غريبه است چند قدم بيشتر نرفته بود كه ماموران حاكم دسگيرش كردن بيچاره ميرزاعلي گيج مانده بود توي شهر تنها غريبه اي كه بود ميرزا بود به جرم دزدي حبسش كردن هرچه ميگفت كسي...
  15. solar flare

    داستانهای زیر کرسی

    ميرزا علي 2 روز ديگر در راه بود تا به بخارا رسيد تازه وارد شهر شده بود كه جارچي هاي شهر جار زدن كه توي شهر دزدي شده و دزد هم غريبه است چند قدم بيشتر نرفته بود كه ماموران حاكم دسگيرش كردن بيچاره ميرزاعلي گيج مانده بود توي شهر تنها غريبه اي كه بود ميرزا بود به جرم دزدي حبسش كردن هرچه ميگفت كسي...
  16. solar flare

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    ببخشيد تنهايي عزيز من فردا امتحان سنگ شناسي رسوبي دارم اصلا نميخواستم امشب ادامه قصه رو بگم اما چون به بچه ها قول داده بودم اومدم ميدونم زوده اما مجبور شدم آخه ديشب نسيم خانم ميگفت مونده تو خماري :biggrin:
  17. solar flare

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    از انجايي هم كه ميرزا علي مرد با خدايي بود كارش رو درست انجام ميداد طوري كه در همون مدت كم تونسته بود اعتماد پيرمرد رو به خودش جلب كنه بعد از يك هفته كار جمع كردن مقداري پول ميرزا تصميم گرفت به راهش ادمه بده پيرمرد موقع خداحافظي به ميرزا گفت: در بخارا همه منو ميشناسن و من هم به صداقت توايمان...
  18. solar flare

    داستانهای زیر کرسی

    از انجايي هم كه ميرزا علي مرد با خدايي بود كارش رو درست انجام ميداد طوري كه در همون مدت كم تونسته بود اعتماد پيرمرد رو به خودش جلب كنه بعد از يك هفته كار جمع كردن مقداري پول ميرزا تصميم گرفت به راهش ادمه بده پيرمرد موقع خداحافظي به ميرزا گفت: در بخارا همه منو ميشناسن و من هم به صداقت توايمان...
  19. solar flare

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    از پيرمرد رخصت خواست شب رو اونجا باشه از احوالاتش تعريف كرد و از خوابي كه ديده بود وبه پيرمرد گفت كه راهي طولاني اومده و هر چه داشته در اين مدت تمام كرده پيرمرد به ميرزا گفت: تو كار خوبي كردي من فكر ميكنم خواب تو حقيقت باشه و قرار بر اين شد كه ميرزا علي مدتي در مزرعه پيرمرد كار كنه و پولي رو كه...
بالا