امشب در نيمه سکوت تاريکش دلم بدجور بهانه ات را مي گيرد
و اشکهايم در عزاي دوريت اوج مي گيرند ...
مي ميرن و بر خاک بوسه مي زنند.
شب ميرود و به نيمه ميرسد و دلم از ترس تنهايي بي تو در پناه يادت دلگرم مي شود.
دستانم را به خيالت مي سپارم تا غربت اين شب را در دستانم پيدا کني.
من امشب اينجا بي...