عاقبت گیتار زن دیوانه شد
همره من بر سر پیمانه شد
ساز او سر مست شد از مستی اش
همنوا شد با تمام هستی اش
او به من دل داده من سر می دهم
سر چه باشد ،چیز بهتر میدهم
در کلامش شور و حال و سادگی
در نگاهش نور عشق و زندگی
آه از آن گیتار زن بیداد کرد
عشق را در کوچه ها فریاد کرد
کاسه صبرش دگر لبریز شد
گوش...