نتایح جستجو

  1. M

    مشاعرۀ سنّتی

    يا رب اين شمع دل افروز ز کاشانه کيست جان ما سوخت بپرسيد که جانانه کيست حاليا خانه برانداز دل و دين من است تا در آغوش که مي‌خسبد و همخانه کيست
  2. M

    مشاعرۀ سنّتی

    دستاي نجيب ِ باغچه ، خيلي وقته خاليه از تو گلدون ، گلاي کاغذي چيدن نداره...
  3. M

    مشاعرۀ سنّتی

    در تو هزار مزرعه ، خشخاش ِ تازه است آدم به چشـــــــــــــم هاي تو معتاد مي شود
  4. M

    مشاعرۀ سنّتی

    دیروز در کنار تو احساس عشق بود دستان کوچکت که پر از یاس عشق بود دستان کوچکت که جنون مرا نوشت این واژه های غرق به خون مرا نوشت هرجا که رد پای شما هست می روم فکری بکن به حال من از دست می روم
  5. M

    مشاعرۀ سنّتی

    من را به غیر عشق به نامی صدا نکن غم را دوباره وارد این ماجرا نکن بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن موهات را ببند دلم را تکان نده در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن سلام shahbnam 777
  6. M

    مشاعرۀ سنّتی

    می تونی دل بـِکــنـــی تا ته ِ دنیا برسی امروزُ رها کنی تا خود ِ فردا برسی می تونی همسفر ِ خاطره های بد باشی می تونی راه رسیدن به شبُ بلد باشی می تونی تو چار دیوار ِ غربت ِ دنیا بری می تونی هر جا بمونی ، می تونی هرجا بری امّا هرگـــز نمی تونی غمُ تنها بذاری تو مســــافری نمی شه...
  7. M

    مشاعرۀ سنّتی

    در من ترانه های قشنگی نشسته اند انگار از نشستن ِ بیهوده خسته اند انگا ر سالهای زیادی ست بی جهت امید خود به این دل ِ دیوانه بسته اند ازشور و مستی ِ پدران ِ گذ شته مان حالا به من رسیده و در من نشسته اند ... من باز گیج می شوم از موج واژه ها این بغضهای تازه که در من شکسته اند من...
  8. M

    مشاعرۀ سنّتی

    در ســر بجز از عشق هوای دگرم نیست غیر از گل یاد تو کسی دور و برم نیست آشفتــه تـــر از زلــــف پریشان تو هستم آرامشــــی از بهـــر دل در به درم نیست تو سبـــز تــر از باغ بهــــاری و من اما خشکیده گیاهم که دگر برگ و برم نیست خون شـــد دل ســرگشته ام از تیغ جدایی بر تـن بجز از زخمـــه...
  9. M

    مشاعرۀ سنّتی

    یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او پر زلیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای نشتر عشقش به جانم می...
  10. M

    مشاعرۀ سنّتی

    نیمه شب مست می گذشتم از در ویرانه ای تا که چشمم خیره شد بر چراغ خانه ای نرم نرمک پیش رفتم تا کنار پنجره تا که دیدم صحنه ی ویرانه ای پدرک پیر و فلج افتاده اندر گوشه ای مادرک مات و مبهوت همچو پروانه ای پسرک از سوز و سرما میزند دندان به لب دخترک مشغول عیش خویش با بیگانه ای از ان پس سوگند...
  11. M

    مشاعرۀ سنّتی

    یک شب بیا و ضامن ِ من باش نازنین ! وقتی دخیـل ، بستـه به تو آهوان ِ من دل بــرکن و به شهـرِ دل ِ من بیا عزیز! زخـم زبان مردم ِ چشـمت ، به جان ِ من باید که باز با تو خـدا حا فظـی کنـم آخر رسیـده است به پایـان ، زمان من
  12. M

    مشاعرۀ سنّتی

    مي ده كه هر چه گشتم نامه سياه عالم نوميد كي توان بود از لطف لا يزالي ساقي بيار جامي از لوتم برون كش تا در بدر بگردم قلاش و لا ابالي...
  13. M

    ما را هم دعا كن...

    ما را هم دعا كن...
  14. M

    مشاعرۀ سنّتی

    در قمار زندگي عاقبت ما باختيم بس كه تك خال محبت بر زمين انداختيم
  15. M

    مشاعرۀ سنّتی

    روز و شب خوابم نمي آيد به چشم غم پرست بس كه در بيماري هجر تو گريانم چو شمع
  16. M

    مشاعرۀ سنّتی

    هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جريده عالم دوام ما :heart::w40:
  17. M

    سلام روز جالبي بود

    سلام روز جالبي بود
  18. M

    مشاعرۀ سنّتی

    تقصير دلم چيست اگر روي تو زيباست حاجت به بيان نيست كه از روي تو پيداست من تشنه يك لحظه تماشاي تو هستم افسوس كه يك لحظه تماشاي تو روياست
  19. M

    مشاعرۀ سنّتی

    شعر اس ام اسي من ساده و بي رنگم من عاشق دلتنگم صد بار بزن قطع كن من عاشق تك زنگم
  20. M

    مشاعرۀ سنّتی

    دلم در حلقه غم ها نشسته زبانم بسته و سازم شكسته وجودم پر ز شعر عاشقانه ست تو را مي خواهم و اينها بهانه ست
بالا