شعر فوق العاده ای بود عزیزم !
من ولی امتحان کردم امشب........ آسمان ریسمان کردم امشب
شاید این شعر بی مایه روزی دست یک روح مرتد بیفتد
من ولی در پی یک سوالم : این که پایان این ماجرا چیست
این که آخر چرا مرگ باید روی یک خط ممتد بیفتد
میروم تا عقب عقب رفتن پشت پس کوچه های بی منطق
میروم آن طرف کمی بدوم میروم آن طرف کمی عاشق
می شوم عین بچگی هایم...حس گرمی که شعر میگوید
گوش کن من کمی شبیه تو ام بیقرار و صمیمی و سرتق !!!
آقا
هی آقا....
آورده ام شناسنامه ام را
به صفحه آخرش
یکی دو برگ اضافه کنید
در این روز هایی که این همه میمیریم
احتیاط
شرط واجب عقل است
__________________