نتایح جستجو

  1. M

    مشاعرۀ سنّتی

    یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان دل آزرده ما را به نسیمی بنواز یعنی آن جان ز تن رفته به تن بازرسان
  2. M

    سخنان بزرگان، جملات کوتاه و زیبا

    در عالم دو چیز از همه زیباتر است آسمانی پر ستاره و وجدانی آسوده
  3. M

    مشاعرۀ سنّتی

    تو را که هر چه مراد است در جهان داری چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری بخواه جان و دل از بنده و روان بستان که حکم بر سر آزادگان روان داری
  4. M

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    منم که دیده به دیدار دوست کردم باز چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز
  5. M

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد گفتم به باد می‌دهدم باده نام و ننگ گفتا قبول کن سخن و هر چه باد باد سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست از بهر این معامله غمگین مباش و شاد
  6. M

    مشاعرۀ سنّتی

    ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت کار چراغ خلوتیان باز درگرفت آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت وین پیر سالخورده جوانی ز سر گرفت
  7. M

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    با امید مهر تو پیوسته زیستم بعد از تو؟ - این مباد - که بعد از تو نیستم بعد از تو آفتاب سیاه است دیگر مرا به خلوت خاص تو راه نیست بعد از تو ٬ در آسمان زندگیم مهر و ماه نیست.
  8. M

    مشاعرۀ سنّتی

    تو بـندگی چو گدایان به شرط مزد مکـن کـه دوسـت خود روش بـنده پروری داند
  9. M

    مشاعرۀ سنّتی

    تناور صخره ای بر ساحل امید ستون کرده است پا داده است سینه بر ره توفان پی افکنده میان قرن ها طغیان دو چشمان خیره بر گهواره خورشید ستیز جزر و مد ها پیکر او را تراشیده ز برف روزگاران بر سرش دستار پیچیده غروب زندگی بر چهره اش بسیار تابیده که تا رنگی مسین در متن پاشیده بود دیری که برکنده است با...
  10. M

    مشاعرۀ سنّتی

    در ظلمت نیمه شب که تنها مرگ بنشسته به روی دخمه ها بیدار ومانده مار و مور و کژدم را می کاود و زوزه می کشد کفتار :weirdsmiley:
  11. M

    مشاعرۀ سنّتی

    من با امید مهر تو پیوسته زیستم بعد از تو؟ - این مباد - که بعد از تو نیستم بعد از تو آفتاب سیاه است دیگر مرا به خلوت خاص تو راه نیست بعد از تو ٬ در آسمان زندگیم مهر و ماه نیست.
  12. M

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    دفتر عمر مرا٬ با وجود تو شکوهی دیگر٬ رونقی دیگر هست می توانی تو به من٬ زندگانی بخشی٬ یا بگیری از من٬ آنچه را می بخشی :w32::w32::w32::w32:
  13. M

    مشاعرۀ سنّتی

    شراب تلخ مي خواهم كه مرد افكن بود زورش كه تا لختي بياسايم ز دنيا و شر و شورش
  14. M

    سخنان بزرگان، جملات کوتاه و زیبا

    اگر همه آرزوها برآورده مي شد ، هيچ آرزوئي برآورده نمي شد!!
  15. M

    مشاعرۀ سنّتی

    رنگ چشمش را چه مي پرسي ز من رنگ چشمش كي مرا پابند كرد آتشي كز ديدگانش سركشيد اين دل ديوانه را دربند كرد.
  16. M

    مشاعرۀ سنّتی

    اي ستاره ها كه بر فراز آسمان با نگاه خود اشاره گر نشسته ايد اي ستاره ها كه از وراي ابرها بر جهان ما نظاره گر نشسته ايد. آري اين منم كه در دل سكوت شب نامه هاي عاشقانه پاره مي كنم اي ستاره ها اگر بمن مدد كنيد دامن از غمش پر از ستاره مي كنم.
  17. M

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    آه، اي مردي كه لب هاي مرا از شرار بوسه ها سوزانده ئي هيچ در عمق دو چشم خامشم راز اين ديوانگي را خوانده ئي ] I love you Monazzh:w40::w40::w40::w40:
  18. M

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    شب می رسد ز راه , راه هميشگی شب , با همان ردای سياه هميشگی ترديد, در برابر, بد, خوب,نيستی چشمت چراغ سبز و, سه راه هميشگی عاشق شدن گناه بزرگيست- گفته اند ماييم و ثقل بار گناه هميشگی!
  19. M

    مشاعرۀ سنّتی

    من هم مي ميرم اما در خياباني شلوغ دربرابر بي تفاوتي چشمهاي تماشا زير چرخ هاي بي رحم ماشين ماشين يک پزشک عصباني وقتي که از بيمارستان بر مي گردد پس دو روز بعد در ستون تسليت روزنامه زير يک عکس 6در 4 خواهند نوشت اي آنکه رفته اي... چه کسي سطل هاي زباله را پر مي کند؟ :cry::cry::cry::cry::cry::cry:
  20. M

    مشاعرۀ سنّتی

    آخه هيشكي نبود تا اينكه شما از راه رسيدي چند وقته نيستي یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه كيست جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست حالیا خانه برانداز دل و دین من است تا در آغوش که می‌خسبد و همخانه کیست
بالا