نتایح جستجو

  1. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس که چنان ز او شده‌ام بی سر و سامان که مپرس کس به امید وفا ترک دل و دین مکناد که چنانم من از این کرده پشیمان که مپرس
  2. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    من نه آنم که ز جور تو بنالم حاشا بنده معتقد و چاکر دولتخواهم بسته‌ام در خم گیسوی تو امید دراز آن مبادا که کند دست طلب کوتاهم
  3. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    نکته ناسنجیده گفتم دلبرا معذور دار عشوه‌ای فرمای تا من طبع را موزون کنم زردرویی می‌کشم زان طبع نازک بی‌گناه ساقیا جامی بده تا چهره را گلگون کنم
  4. sisah

    رباعی و دو بیتی

    رباعیات مولانا: با یار به گلزار شدم رهگذری بر گل نظری فکندم از بی‌خبری دلدار به من گفت که شرمت بادا رخسار من اینجا و تو بر گل نگری :gol::gol::gol: بی‌نام و نشان چون دل و جانم کردی بی‌کیف طرب دست زنانم کردی گفتم به کجا روم که جان را جانیست بی‌جا و روان همچو روانم کردی...
  5. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    تا چند ز جان مستمند اندیشی تا کی ز جهان پرگزند اندیشی آنچه از تو ستد همین کالبد است یک مزبله گو مباش چند اندیشی
  6. sisah

    غزل و قصیده

    دلم رمیده شد و غافلم من درویش که آن شکاری سرگشته را چه آمد پیش چو بید بر سر ایمان خویش می‌لرزم که دل به دست کمان ابروییست کافرکیش خیال حوصله بحر می‌پزد هیهات چه‌هاست در سر این قطره محال اندیش بنازم آن مژه شوخ عافیت کش را که موج می‌زندش آب نوش بر سر نیش ز آستین طبیبان هزار خون بچکد...
  7. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    مکن به چشم حقارت نگاه در من مست که آبروی شریعت بدین قدر نرود من گدا هوس سروقامتی دارم که دست در کمرش جز به سیم و زر نرود
  8. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم می خورد خون دلم مردمک دیده سزاست که چرا دل به جگرگوشه مردم دادم
  9. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش گوش کن پند ای پسر و از بهر دنیا غم مخور گفتمت چون در حدیثی گر توانی داشت هوش
  10. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    تو خفته‌ای و نشد عشق را کرانه پدید تبارک الله از این ره که نیست پایانش جمال کعبه مگر عذر ره روان خواهد که جان زنده دلان سوخت در بیابانش
  11. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    تو شمع انجمنی یک زبان و یک دل شو خیال و کوشش پروانه بین و خندان باش کمال دلبری و حسن در نظربازیست به شیوه نظر از نادران دوران باش
  12. sisah

    سلام حالتون خوبه؟من می خوام جواب یه سوالی که برام ایجاد شده پیدا کنم اونم اینه که شما هنوز هم...

    سلام حالتون خوبه؟من می خوام جواب یه سوالی که برام ایجاد شده پیدا کنم اونم اینه که شما هنوز هم دانشگاهیم هستید؟
  13. sisah

    اینجا تاپیک نیاز به ویرایش نداره..تا میتونی با غلط املایی و گرامری بنویس

    بحطرح محندث عمیر بیادو اگح ثلاه دید یح موزو عنتخاب کنح طا در موردش ببحصیم.
  14. sisah

    اینجا تاپیک نیاز به ویرایش نداره..تا میتونی با غلط املایی و گرامری بنویس

    کاش یح موزوای عنتخاب بشح طا در موردش بهس کنیمو اینجوری املامون یادمون نرح.
  15. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است همواره مرا کوی خرابات مقام است از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است
  16. sisah

    اینجا تاپیک نیاز به ویرایش نداره..تا میتونی با غلط املایی و گرامری بنویس

    دصط مئلمامون درد نکنح،خوب املامونو طغویط کردن. از عمیرم باذم ممنونم که این طاپیکو درصط کرد اینجوری املاحامون غویطر حم میشح.
  17. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    از وی همه مستی و غرور است و تکبر وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم با دوست بگوییم که او محرم راز است
  18. sisah

    اینجا تاپیک نیاز به ویرایش نداره..تا میتونی با غلط املایی و گرامری بنویس

    :biggrin: خوبه،داشطم بح ثواط خودمون شک می کردم.
  19. sisah

    اینجا تاپیک نیاز به ویرایش نداره..تا میتونی با غلط املایی و گرامری بنویس

    متمعنی؟ میخاثطم اگح املاش خوبح بح ما حم کح بلت نیصطیم یاد بدح.:smile:
  20. sisah

    مشاعرۀ سنّتی

    یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم دولت صحبت آن مونس جان ما را بس از در خویش خدا را به بهشتم مفرست که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس
بالا