منو
انجمن
ارسال های جدید
جستجو در تالارها
جدیدترینها
ارسال های جدید
جدیدترین ارسال های پروفایل
آخرین فعالیت
کاربران
بازدید کنندگان کنونی
جدیدترین ارسال های پروفایل
جستجو در ارسال های پروفایل
ورود
عضویت
جدیدترینها
جستجو
جستجو
جستجو فقط در عنوان ها
توسط:
آخرین فعالیت ها
ثبت نام
منو
ورود
عضویت
Install the app
نصب
جستجو
جاوا اسکریپت غیر فعال است برای تجربه بهتر، قبل از ادامه، جاوا اسکریپت را در مرورگر خود فعال کنید.
You are using an out of date browser. It may not display this or other websites correctly.
You should upgrade or use an
alternative browser
.
نتایح جستجو
مشاعرۀ سنّتی
تو را که هر چه مراد است در جهان داری چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری بخواه جان و دل از بنده و روان بستان که حکم بر سر آزادگان روان داری
sisah
ارسال #7,353
Sep 11, 2008
تالار:
مشاعره
مشاعرۀ سنّتی
روزگاریست که ما را نگران میداری مخلصان را نه به وضع دگران میداری گوشه چشم رضایی به منت باز نشد این چنین عزت صاحب نظران میداری
sisah
ارسال #7,344
Sep 10, 2008
تالار:
مشاعره
مشاعرۀ سنّتی
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم چون صبا با تن بیمار و دل بیطاقت به هواداری آن سرو خرامان بروم
sisah
ارسال #7,342
Sep 10, 2008
تالار:
مشاعره
مشاعرۀ سنّتی
دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن از دوستان جانی مشکل توان بریدن شب خوش.:gol:
sisah
ارسال #7,330
Sep 10, 2008
تالار:
مشاعره
مشاعرۀ سنّتی
ای دل به کوی عشق گذاری نمیکنی اسباب جمع داری و کاری نمیکنی چوگان حکم در کف و گویی نمیزنی باز ظفر به دست و شکاری نمیکنی
sisah
ارسال #7,328
Sep 10, 2008
تالار:
مشاعره
مشاعرۀ سنّتی
یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان دل آزرده ما را به نسیمی بنواز یعنی آن جان ز تن رفته به تن بازرسان
sisah
ارسال #7,324
Sep 9, 2008
تالار:
مشاعره
مشاعرۀ سنّتی
شراب لعل کش و روی مه جبینان بین خلاف مذهب آنان جمال اینان بین به زیر دلق ملمع کمندها دارند درازدستی این کوته آستینان بین
sisah
ارسال #7,320
Sep 9, 2008
تالار:
مشاعره
مشاعرۀ سنّتی
روی رنگین را به هر کس مینماید همچو گل ور بگویم بازپوشان بازپوشاند ز من چشم خود را گفتم آخر یک نظر سیرش ببین گفت میخواهی مگر تا جوی خون راند ز من
sisah
ارسال #7,307
Sep 8, 2008
تالار:
مشاعره
مشاعرۀ سنّتی
گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی شیرینتر از آنی به شکرخنده که گویم ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی
sisah
ارسال #7,304
Sep 8, 2008
تالار:
مشاعره
مشاعرۀ سنّتی
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی دل که آیینه شاهیست غباری دارد از خدا میطلبم صحبت روشن رایی
sisah
ارسال #7,301
Sep 8, 2008
تالار:
مشاعره
مشاعرۀ سنّتی
حال دل با تو گفتنم هوس است خبر دل شنفتنم هوس است طمع خام بین که قصه فاش از رقیبان نهفتنم هوس است
sisah
ارسال #7,272
Sep 7, 2008
تالار:
مشاعره
مشاعرۀ سنّتی
تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم تبسمی کن و جان بین که چون همیسپرم چنین که در دل من داغ زلف سرکش توست بنفشه زار شود تربتم چو درگذرم
sisah
ارسال #7,268
Sep 7, 2008
تالار:
مشاعره
مشاعرۀ سنّتی
دلم رمیده شد و غافلم من درویش که آن شکاری سرگشته را چه آمد پیش چو بید بر سر ایمان خویش میلرزم که دل به دست کمان ابروییست کافرکیش
sisah
ارسال #7,263
Sep 7, 2008
تالار:
مشاعره
مشاعرۀ سنّتی
تویی آن گوهر پاکیزه که در عالم قدس ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک در خلوص منت ار هست شکی تجربه کن کس عیار زر خالص نشناسد چو محک
sisah
ارسال #7,253
Sep 7, 2008
تالار:
مشاعره
مشاعرۀ سنّتی
یار دلدار من ار قلب بدین سان شکند ببرد زود به جانداری خود پادشهش جان به شکرانه کنم صرف گر آن دانه در صدف سینه حافظ بود آرامگهش
sisah
ارسال #7,251
Sep 7, 2008
تالار:
مشاعره
مشاعرۀ سنّتی
شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
sisah
ارسال #7,206
Sep 6, 2008
تالار:
مشاعره
مشاعرۀ سنّتی
زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
sisah
ارسال #7,201
Sep 6, 2008
تالار:
مشاعره
مشاعرۀ سنّتی
یا رب این آتش که در جان من است سرد کن زان سان که کردی بر خلیل من نمییابم مجال ای دوستان گر چه دارد او جمالی بس جمیل
sisah
ارسال #7,199
Sep 6, 2008
تالار:
مشاعره
مشاعرۀ سنّتی
یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش میسپارم به تو از چشم حسود چمنش گر چه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور دور باد آفت دور فلک از جان و تنش
sisah
ارسال #7,197
Sep 6, 2008
تالار:
مشاعره
مشاعرۀ سنّتی
دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنند پنهان خورید باده که تعزیر میکنند ناموس عشق و رونق عشاق میبرند عیب جوان و سرزنش پیر میکنند
sisah
ارسال #7,195
Sep 6, 2008
تالار:
مشاعره
قبلی
1
...
برو به صفحه ی
برو
5
6
7
8
9
10
بعدی
اول
قبلی
7 از 10
برو به صفحه ی
برو
بعدی
آخر
جستجو
بالا