نتایح جستجو

  1. moein1387

    زمزمه های عاشقانه

    به راستي چقدرسخت است خندان نگه داشتن لب ها در زمان گريستن قلب ها و تظاهر به خوشحالي در اوج غمگيني و چه دشوار و طاقت فرساست گذراندن روزهايي تنهايي و بي ياوري درحالي که تظاهر مي کني هيچ چيز برايت اهميت ندارد اما چه شيرين است درخاموشي وتنهايي به حال خود گريستن و باز هم نفرين به تو...
  2. moein1387

    زمزمه های عاشقانه

    پنچ وارونه چه معنایی دارد؟ خواهر کوچکم از من پرسید من به او خندیدم کمی آزرده و حیرت زده گفت : روی دیوار و درختان دیدم باز هم به او خندیدم طفلک ترسید بغلش کردم و به او گفتم: وقتی غم سقف کوتاه دلت را خم کرد بی گمان می فهمی پنچ وارونه چه معنایی دارد!
  3. moein1387

    زمزمه های عاشقانه

    پشت شيشه يك نفس همراه باران مي دويد خاك هم با هر قدم احساس اورا مي شنيد تار تار پود و ضربش از هواي غصه بود چونكه در تكرار باران غنچه او مي خميد هاي هاي و حرف حرف و لحظه لحظه آسمان برتن شيشه قفس با قطره قطره مي كشيد تلخ تر مي شد زماني كه به جاي اشكها قطره باران بي رحمي به لبها مي رسيد...
  4. moein1387

    زمزمه های عاشقانه

    كوكي بزن پاچه ام را كه دريده اند گرگها شايد بي حاشيه ترين لباس را ديده اند گرگها اندازه ي همه عمر خود با پوستين آري به جاي گوسفند چريده اند گرگها زير بلوط كهنه ي آنجا،نگاه كن از روي گل رو به آزادي پريده اند گرگها در واپسين غروب و نهايت دلمرگي زمين حرفهاي تازه انجير را چيده اند گرگها اما...
  5. moein1387

    زمزمه های عاشقانه

    سنگين نشسته خاطر باران به ذهن من اما چه حيف كه گذر نمي كند ابري براين همه بي حوصله گي آفتاب حتي ستاره آني نمي كند صبري در تيك تاك ساعت بي ثانيه ،زمان برجسم خسته اش حتي نمي كند قبري اندوه واره ترين غزل براي گناه تو نه!عشق كه گناه نمي كند ،جبري اما صداي تو بود كه مي گفت باران از آسمان...
  6. moein1387

    زمزمه های عاشقانه

    بي تو با عشق كمي حرفم شد صحبت از دل صحبت از من هم شد صحبت از فاصله و اجباري كه در آن شاخه ي بيدي خم شد و در اندوه نگاه من و تو خنده چون شمع حضورش كم شد و همان لحظه كه قرباني چشم رنگ تاريكش از آه و دم شد تازه مي گفت غزل ،بيهوده اين همه ثانيه ها صرفم شد آري آن شب و در آن خلوت سرد بي...
  7. moein1387

    زمزمه های عاشقانه

    من بي تو از اين ستاره ها مي ترسم از بودن با بهانه ها مي ترسم از ترس عبور آسمان از دل شب از رهگذر شبانه ها مي ترسم در تلخ ترين حضور آئينه و آب از عاشقي جوانه ها مي ترسم انبوه دوباره ترانه ها ي تازه از خواندن عاشقانه ها مي ترسم يكبار بيا براي من محرم شو ازخلوت سرد خانه ها مي ترسم
  8. moein1387

    زمزمه های عاشقانه

    در ظلمات تنهایی های من ٬ تو . . . یاد تو . . . و خاطراتت ٬ روشنترین ستاره های منند . . . پر نورترین شعاعهای امید . . . وقتی که چشمهایم را . . آرام می بندم . . . آرامش یاد تو ٬ در همه رگهایم طراوت شیرینی می دواند . . . و...
  9. moein1387

    زمزمه های عاشقانه

    داری به چی فکر می کنی؟هر لحظه آماده ای که خداحافظی کنی و بری؟ من که نفهمیدم، من که آخرم درست و حسابی ندیدمت، نشناختمت. نمی دونم وقتی دلم برات تنگ می شه چی کار کنم. انگار چشمام بستس،انگار گوشام نمی شنوند.وقتی لبام از هم باز می شه و صدای خنده ازش می آد.یکی تو دلم می گه کی بود؟ تو بودی نازنین؟...
  10. moein1387

    زمزمه های عاشقانه

    ترانه هم ندارد آن ترنم صدای تو بهارهم نمی رسد به پای آن صفای تو شمیم هرگلی که بادرساندت به هرکسی هزار باغ گو بود به زیر آن قبای تو قدم چو میزنی بدان ,که پای توبه دیده ها چورقص آهوان کند هوائی غنای تو دوای درد من توئی که کس نداند این نشان نشان من بود همین , همیشه مبتلای تو غزل غزل ترانه...
  11. moein1387

    زمزمه های عاشقانه

    ازخانه بیرون میزنم اما کجا امشب شاید تو می خواهی مرا در کوچه ها امشب پشت ستون سایه ها روی درخت شب می جویم اما نیستی در هیچ جا امشب می دانم آری نیستی اما نمی دانم بیهوده می گردم به دنبالت چرا امشب هرشب تورا بی جستجو می یافتم اما نگذاشت بی خوابی بدست آرم تو را امشب ها...سایه ای دیدیم...
  12. moein1387

    زمزمه های عاشقانه

    بگذار تنهاییم را با تو قسمت کنم و تمام لحظاتت را پر کنم با عشق بگذار غربتت را با آواز بودنم آهنگ بخشم .......... من سزاوار با تو بودنم............ بگذار تا شانه هایت را بالین بدانم برای درد...
  13. moein1387

    زمزمه های عاشقانه

    با تو بودن سهم زیادی از زندگیست............. از زلال آبی دریاچه مهربانیم افزون است و از سبزه های بهاری عاشق ترم با من ترانه زندگی بخوان تا همیشه بگذار نسیم برایمان عطر زندگی آورد...
  14. moein1387

    زمزمه های عاشقانه

    اگه يادت باشه يه روزي بهم گفتي كه قلبمو بهت هديه بدم يادمه گفتي اين بهترين چيزي هست كه مي تونم بهت هديه بدم
  15. moein1387

    اینا تو وبلاگم بود گفتم بیام اینجا بذارم بعضی هاشون از شاعر ها هستند بعضی هاشونو خودم نوشتم...

    اینا تو وبلاگم بود گفتم بیام اینجا بذارم بعضی هاشون از شاعر ها هستند بعضی هاشونو خودم نوشتم خدا کنه که نبندینش و گرنه از کوره خارج میشم
  16. moein1387

    زمزمه های عاشقانه

    نگرانم نگران اين موجها که دسته دسته رم کرده اند می دوند و نمی دانند بر ساحلی نزديک... . . . نگرانم! نگران اين نوار قلب......
  17. moein1387

    زمزمه های عاشقانه

    از غم خبری نبود اگر عشق نبود دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟ بی رنگ تر از نقطۀ موهومی بود این دایرۀ کبود، اگر عشق نبود از آینه ها غبار خاموشی را عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟ در سینۀ هر سنگ دلی در تپش است از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟ بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود؟ دل چشم نمی گشود اگر...
  18. moein1387

    زمزمه های عاشقانه

    به راستي چقدرسخت است خندان نگه داشتن لب ها در زمان گريستن قلب ها و تظاهر به خوشحالي در اوج غمگيني و چه دشوار و طاقت فرساست گذراندن روزهاي تنهايي و بي ياوري درحالي كه تظاهر مي كني هيچ چيز برايت اهميت ندارد اما چه شيرين است درخاموشي وتنهايي به حال خود گريستن و باز هم نفرين به تو اي سرنوشت.
  19. moein1387

    زمزمه های عاشقانه

    ارزو ای کاش مرگ ادما پولی بود اگه میشد دار و ندارمو میذاشتمو از عالم ادم گدایی میکردم که زودتر لحظه شیرینو با دل و جون تو اغوش بگیرم اخه مرگ تنها چیزیه که قسم خوردم بغلش کنم
  20. moein1387

    زمزمه های عاشقانه

    به راستي چقدرسخت است خندان نگه داشتن لب ها در زمان گريستن قلب ها و تظاهر به خوشحالي در اوج غمگيني و چه دشوار و طاقت فرساست گذراندن روزهاي تنهايي و بي ياوري درحالي كه تظاهر مي كني هيچ چيز برايت اهميت ندارد اما چه شيرين است درخاموشي وتنهايي به حال خود گريستن و باز هم نفرين به تو اي سرنوشت.
بالا